Poetry

*********************************************

Like us on Facebook

حمیدرضا رحیمی

:*:*:*:

 

.*.*.*.*.*February 12, 2021.*.*.*.*.*

Poetry

Hazl.com/Entesharat

چند شعر از:

حمیدرضا رحیمی

www.hazl.com/entesharatmain.htm

 

محفل انس

بفرمائید نان و عشق!

ولبخندی که قهوه ی تلخ را 

شیرین میکند..

19  نوامبر 020 سانفرانسیس

----------------------------

غیبت

در باغچه نبودی،

جایت هم اما

خالی نبود!

11 دسامبر 020- سانفرانسیکو

--------------------------------

دستبُرد

می پرسی 

چرا دل سر ِ جایش نیست؟

چون من هرگز،

مسلح نبوده ام!..

10 دسامبر  020سانفرانسیسکو

---------------

ابری

شانه ی اضافه داری؟

رگباری در راهست،پنداری..

8 دسامبر  020 سانفرانسیسکو

------------------------

یادآوری

دلتنگ شما هستم،

محض اطلاع!..

8 دسامبر  020سانفرانسیسکو

-------------

نجات غریق

من شنا در دلتنگی را

نیاموخته ام؛

نجاتم نمی دهی؟!

6دسامبر    021سانفرانسیسکو

-------------

سرایت 

بیا عزیز دل!..

از کرنا که بدتر نیستی

اول دسامبر  021سانفرانسیسکو

----------------------

فرود

تو چگونه پرنده ای هستی

که بام را از دل،

تمیز نمیدهی؟!

30  نوامبر 020   سانفرانسیسکو 

-------------

فقدان

ساعت براستی ،به چکار می آید

وقتیکه زمان را گم کرده باشیم؟!

30  نوامبر 020   سانفرانسیسکو

----------------------

نیرو

به اینهمه تلخی نگاه میکنم؛

که در چشم بهمزدنی،

شیرین میکنی!

26 نوامبر 020   سانفرانسیسکو

---------------

مبارزه

شکست سختی خوردم؛

در دوئل با خودم !..

26 نوامبر 020   سانفرانسیسکو

--------------------------

صبح بخیر!

راست اش،

بامدادی که با تو آغاز نشود،

خوش نیست !..

24 نوامبر 020   سانفرانسیسکو

------------------------

اشتغال

می بینی که دارم

گل می چینیم از دیوار!

23 نوابر 020   سانفرانسیسکو 

---------------------------

شاکر 

هرچند که دیگر مُستجاب نمیشوی

اما ، آمین!..

22 نوابر 020   سانفرانسیسکو

--------------

محروم

نشد که بیرون بیایم از قاب،

سری به شب بزنم،

و  تنی بزنم،

 به مهتاب..

22 نوابر 020   سانفرانسیسکو

-----------------------------

فاصله

یک قدم مانده بود به بوسه،

که خندیدی!

و مرا درشک بین 2و3

سرگردان گذاشتی!

 20 نوامبر 020 سانفرانسیسکو

-------------

سبقت

راستی،کدام زود تر می رسید،

تو،یا عطری که اینگونه شتابان،

به دنبال می آید؟

***

باری، کسی باید،

زخمه ای زده باشد،

بر این رباب معطر !...

25 می 017 واشنگتن

 

Archive