Like us on Facebook

 

حمیدرضا رحیمی

February 28th, 2015

 

تصویر

حمیدرضا رحیمی
www.hazl.com

لباسم را

سخت می تکانم ؛

و موهایم را نیز،

و به پیرمردی که

در آینه است می گویم :

باد را می بینی؟

انگار،

خاکستر می آورد !...

 https://scontent-lax3-1.xx.fbcdn.net/hphotos-xtp1/v/t1.0-0/p296x100/12717235_1007633102635871_7430529272626360540_n.jpg?oh=552175a1b41d92786ed8c48f749e4afe&oe=57630488

 

-------------

اُفول

حمیدرضا رحیمی
www.hazl.com

این شمع هم انگار
رو به خاموشی ست .
شاهد مرگ خویشتن بودن هم
به راستی ،
حکایتی ست !...
***
اینک ،
ترانه و سبزی
در آستانه ی زردی
و من،
در تلاش کندنِ صخره ای
که این روزها
بر سینه و حنجره ام،
سنگینی می کند ... .

 

 

https://scontent-lax3-1.xx.fbcdn.net/hphotos-xlt1/v/t1.0-9/12744652_518858698293935_8165702534541199890_n.jpg?oh=75d2b69241e7df8def6f2db42b766789&oe=576AF4A9

 

-----------------------------------------

مانع
حمیدرضا رحیمی
www.hazl.com

... خـُب این عشق را
چرا نمی گذاری
قدم بزند،
در این روز آفتابی
و رنگ اش به سبزه
نزدیک شود ؟
یا گلی بچیند
از باغچه ی رو به رو
و عطرش
بپیچد ،در مشام ِ گیج ِ این روز عریان ؟
***
بگذار قدم بزند
شاید اتفاقی بیفتد
در پیچ ِ همین پندار ...

 https://scontent-lax3-1.xx.fbcdn.net/hphotos-xfp1/v/t1.0-9/12705743_1003399523059229_8548594658153717505_n.jpg?oh=4ee1137c5ce865d4eb46e35bb11921a1&oe=575FF194

 

 

 

 

Sher Archive