سی دی " بوی گمنام خاک خیس " را
در سال نو ایرانی به دوستان خود هدیه کنید
برای سفارش لطفاً به بخش انتشارات هزل دات کام
مراجعه فرمائید.

aaa

*.*.*.*.*

Tuesday March 30th. 2010

 

شاخ

پنداری که برادر رحیم مشائی، به عنوان حتا پدرعروس، دیگرکفر برادر احمــدی نـژاد را در آورده و بـه نظـر مـی آیـد کـه هیـچ جـورهـم ول کـن معامله ی او نیست! و دائماً و هنوز دارد برایش شاخ می تراشد.
گرچه برادر رئیس جمهور در بسیاری از موارد کوشیده که جا خالی داده و از دردسرهائی که مشائی به عنوان رئیس دفترش یک خط  در میان برایش فراهم آورده جان سالم به در ببرد، لکن در اکثر موارد از این بابت مورد هجمه ی شدید مؤمنین واقع تا آنجا که برای دفع هجمه ی ایشان ناگزیر به استفاده از اِمشی شده است!... برخی از این موارد را فدوی پیش از این به استحضار خوانندگان ضد انقلاب رسانده و مکرر نکرده وتنها به ذکر این نکته بسنده می کند که دوستی مشائی با احمدی نژاد، بدون تردید از نوع دوستی خاله خرسه ست!... باری -
به تازه ترین دردِ سری که برادر مشائی برای برادر رئیس جمهور فراهم  کرده و ماتحت ایشان را برای چندمین بار با شاخ گاو مُدّه ظلـّه در انداخته است، توجه کنید:

آقاي رحيم مشايی در تازه ترين اظهارنظر خود در مصاحبه با ويژه نامه نوروزی همشهری می گويد: «من بخشی از اصولگراها را تشكيل می دهم كه محورشان برای رسيدن به ولايت، احمدی نژاد است. من مصداق برجسته تبعيت از ولايت را احمدي نژاد می دانم. من معتقدم فقط ادعای مقصد كافی نيست، بلكه توجه به طريقت هم لازم است و احمدی نژاد هم مظهر يك طريقت برجسته از ولايتمداری در يك نظام الهی است»!

گفتن ندارد که این اظهارات، موجب بروزاختـلافـات شــدیـد بیـن علمـا می شود تا آنجا که برادرحسین (ع)شریعتمداری متولی کیهان چاپ دارالخـُرافه که " سرِ  بریده می دارد دوست " با همه ی التفاتی که به
برادر احمدی نژاد به عنوان جیمیِ  مقام معظم رهبری دام الذله دارد، زنجیر پاره کرده و فرمود:

احمدی نژاد میزان ولایت نیست/ ولایت میزان احمدی نژاد است!

نظر به این که برادر احمدی نژاد در اینگونه موارد با شاخ گاو مُدّه ظله العالی طرف است، فدوی به ایشان پیشنهاد می کند که بر خلاف معمول همه، زره را از پشت ببندد!..

11 مارچ

*.*.*.*.*

شهرفرنگ اسلامی!

*.*.*.*.*

 

در ِ مسجد!

حافظ جان، در ارتباط با برادران،  به قول معروف، درِ مسجد است و نحوه ی تقابل و یا به قول برادران تعامل با او، حضرات را شدیدا ً به زحمت می اندازد و این همانست که منتقدین جانبدار از آن به  " رندی "
آن بزرگوار یاد می کنند! باری –
خدا نکند که چیزی مُد  شود چرا که در این صورت، خواص گرامی هم، بی آنکه بدانند که جریان چیست، بدان می پردازند، حتا اگر با آن، به کلـّی بیگانه باشند.
به یک مستوره که نیازی به توضیح فدوی هم ندارد، توجه فرمائید:

http://irannegah.com/Video.aspx?id=1686

*.*.*.*.*

 

چشم بصیرت

فدوی گاه از موضع گیری های برخی مؤمنین نسبت به دولت متخصص و خدمتگزار به چاه حیرت افتاده و در معصومیت و مظلومیت دولت مذکور، اشک از همه جایش سرازیر می شود. اینگونه مؤمنین، گفتن ندارد که چشم بصیرتشان شدیدا ً ضعیف شده و تاب برداشته است وگرنه تلاش های سهمگین دولت مکتبی را در حل مشکلاتی که بی لیاقتی و بی کفایتی استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل برایش فراهم کرده است، به رأی العین می دیدند و این همه ایرادهای بنی اسراییلی نمی گرفتند ( لطفا مرگ بر اسراییل فراموش نشود ).  باری ـ فدوی این مظلومیت دولت خدمتگزار را که رایحه ی خوش خدمت آن، افزون بر ایران اسلامی، جهان را شدیداً نیز برداشته است، دیگر تاب نیاورده و به نیابت از دولت اسلامی  پاسخ  یکی از این مؤمنین تاریک  اندیش  را به  شرح  زیر می دهد.  می فرماید:

" از شهرستان لا‌هيجان تماس می‌گيرم. تلويزيون را نگاه می‌كردم متوجّّّّه شدم در رابطه با غير استاندارد بودن برنج‌های وارداتی با مردم مصاحبه می‌كند، نمی‌دانم مسئولان سازمان استاندارد ايران اين 4،5 سال كجا بودند كه بسياری از برنجكاران گيلا‌نی و مازندرانی، از هستی ساقط شدند. حالا‌ تازه فهميدند كه برنج خارجی، غيراستاندارد و سرطان زاست؟ جای تاسف است همين بلا‌ را سر چای هم آوردند برنج هم دارد از بين می‌رود. كشاورز گيلانی با ورود برنج خارجی لِه شد تازه آقايان می گويند سرطان زاست. "
در پاسخ عرض می کند:
- چه فکر کرده اید برادر شهروند؟ تا آنجا که فدوی می داند، دولت خدمتگزار  شدیدا ً مشغول کار روی این معضل و حل این مشکل است و انشاءالله به زودی هیئت دولت به جماع می رسد ( لطفا ً غلط تایپی جماع را به اجماع تصحیح فرمایید – م) و داروی مورد نیاز برای سرطان برنجی را، از ممالک محروسه ی خاج پرستان وارد تا ملـّت بعون الله و با خیال راحت، به مصرف برنج مسموم وارداتی ادامه دهد.  دولت  در اینگونه موارد که همین طور  دست روی  دست نمی گذارد، برادر شهروند!
و من الله التوفیق و علیه التکلان

*.*.*.*.*

لکن در صدر اسلام هم موتور بوده!

*.*.*.*.*

جا قحطی !


برادران وهابی در برخی موارد گوی سبقت را حتا از برادران ما ربوده و مصدر عملیات شگفت انگیزتری می شوند از جمله برادر " فهد عسری" اهل عربستان که در سواحل کلرادو شیطان بزرگ غواصی و به " عمق 11.896 متری یعنی حدود 12 کیلومتری این دریا رسید و در آنجا سجده ی شکر به جا آورد "...!
چندی پیش نیز همولایتی دیگر ایشان برادر " فاروق بن سعد زومان "  اهل عربستان که به اتفاق خاج پرستانی از بلاد کفر(آمریکا ـ انگلیـس 
ـ کانادا) به ُقلـّه ی اورست صعود کرده بود، " لحظاتی پس از رسیدن 
به مقصد "  ناگهان اذان اش گرفت! 
فدوی برای جوری جنس، یک فقره ی دیگر از شیرینکاری های مسلمین را به نقل از " المحیط " علاوه و رفع زحمت می کند:

يك فروند هواپيمای بوئينگ 747 خطوط هوايی مصر كه از تركيه عازم قاهره بود توسط جوانی 28 ساله اهل سودان ربوده شد.....
وی پس از دستگیری فرمود:
تنها هدف من زيارت بيت المقدس و نمازگزاردن در مسجد الاقصی بود.!

زیاده عرضی نیست.
4 مارچ

*.*.*.*.*

 

پای درد دل مردم دارالخُرافه

اشاره

پیام ها همگی واقعی و برگرفته از جراید ِ

شریفه ی دارالخُرافه است، پاسخ ها امـّا

از فدوی ست.

¤ كميته امداد بابل پرداخت بُن و مستمری ما را موكول به بعد از عيد كرده است درحالی كه اين مبلغ و بُن قبل از عيد مورد نياز ماست. از مسئولين محترم تقاضا می كنم كه فكری به اين موضوع بكنند.
خانم قربانی
- به عرض رسید فرمودند خلاف شرعی رخ نداده است. درست است که بن مذکور در رابطه با عید است لکن کدام عیدش را هنوز تعیین نفرموده اند!

¤ يك سال و نيم پيش در مسابقه تلويزيونی پلكان كه از شبكه سوم سيما پخش می شد شركت كردم و برنده دو سكه شدم و مسئولان برنامه گفتند كه اين جايزه، به زودی به منزلمان ارسال می شود. امّا پس از گذشت اين مدت هنوز هيچ خبری نشده و مسئولان مربوطه نيز پاسخگو نيستند. لطفا رسيدگی شود .
پوراسماعيلی
- تردید نکنید که هیچ یک از افعال برادران بی حکمتی نیست برادر پور اسماعیلی. ایشان در اجرای قولشان هیچ قصوری نداشته اند منتهای مراتب، اشکال این بوده است که برادران ارسال سکه ی بهارآزادی را تقبل فرموده اند امّا همانطور که ملاحظه می کنید بهار آزادی را لولو مُده ظل العالی برد و جز خزان و بلکه زمستان آزادی چیزی در دسترس نیست!

¤ به علت شكسته شدن يك خار كوچك لوله اتصال جارو برقی به خدمات پس از فروش شركت مراجعه نمودم تا تعويض شود كه متصدی مربوطه گفت اين خار اتصال به شلنگ می باشد و شركت از اين خار يدكی ندارد و خار كوچك كه قيمت آن 0100 تومان بود با شلنگ به قيمت 02  هزار تومان به من تحويل داد. آيا بهتر نيست به جای اين همه پول تبليغ مقداری هم به سرويس دهی و ساخت يدكی كم ارزش بپردازند.      
نوروز
- پیشنهاد و درخواست شما که به قسمت نا مربوطی ارسال کرده بودید، به قسمت ذیربط  ارجاع گردید تا دانشمندان متعهد ما پیش از تغلیظ ارانیوم و پرتاب موشک های رنگارنگ، محض رضای خدا، آن خار ناقابل را که در عین حال خاریست در چشمان دشمنان اسلام، تولید فرمایند، برادر نوروز!.

¤ از وزير محترم جهاد كشاورزی تقاضا می شود اجازه كشت مجدد برنج طارم تراريخت ايرانی را در شمال صادر نمايند تا از اين برنج مردم بهره مند شوند .
خانم آراسته دانشجو
- به عرض رسید. فرمودند نمی شود لکن!.. نوع چینی آن، بیشتر به صلاح نظام است!

¤ در برنامه خبر ورزشی بانوان شبكه سه سيما، گاهي خانم های ورزشكار با پوشش نامناسب نمايش داده می شوند.
موسوی از گيلان
- والله برادر موسوی، به قول سیّد قاسم(مش قاسم سابق – م) دروغ چرا؟ تا اعدام آ آ آ آ.  فدوی بارها گفته است که نسوان را در گونی قنداق کنند که یک وقت  قاصم الجبارین نخواسته  "عرق النساء "  برادران به جنبش درنیاید  که آن نیز  پنداری تا کنون میسّرنشده است. قضیه را فدوی، به نیابت از شما، شدیدا ً دنبال می کند...

¤ حدود دو سال، پول خود را در اختيار طرح مسكن مهر در شهرری قرار دادم، اما چون ديدم كه هيچ اقدامی صورت نمی گيرد، تصميم به پس گرفتن پول گرفتم، اما متاسفانه پولم را پس نمی دهند.
غلامرضا وحيدی
- این مطلب را حجت الاسلام قرائتی همان اوائل انقلاب و با لبخند متذکر شد و فرمود: چیزی به آخوند بدهید، اگر توانستید پس بگیرید! حالا حکایت شماست، برادر غلام رضا(ع).

¤ شما فكر نمی‌كنيد كه وزير راه بايد هر چه زودتر بركنار شود؟  از زمان وزارت اين آقا، ملـّت چقدر قربانی داده است.
- مراتب به عرض رسید. فرمودند این یکی از راهای برادران برای کنترل نفوس است و اگر یکبار دیگر مزاحم شوید، آیت الله پینوکیو( جنتی – م) را وزیر راه می کنند!

¤ 5- 4 ماه است كه پول 2 كنتور برق را واريز نموده ايم ولی از نصب آن هيچ خبری نيست و ما مستاصل شده ايم هر روز به اداره برق بوئين زهرا بخش شال مراجعه و با پاسخ منفی نبود كنتور و يا كارت و ... روبرو می شويم از مسئولين اداره برق استان قزوين تقاضاي رفع مشكل يادشده را داريم.
ابوالفضل ابراهيمی
- فدوی از شما برادر ابوالفضل حیرت می کند که چرا وقت بی ارزش خود را اینگونه تلف می کنید؟
شما هر اشکالی دارید، آلزایمر را هم به آن اضافه کنید! مگر خاطر مبارک نیست که حضرت امام (ل) حتا قبل از تشریف فرمائی فرمود که آب و برق مجانیست؟ در این صورت، شما چه اصراری به نصب
کنتور دارید برادر ابوالفضل(ع)؟


¤ از مسئولين امر تقاضا می شود نسبت به ترميم پستی و بلندی و گودال های بزرگراه آزادگان به ويژه پس از پل شهيد كاظمی تا سه راه فتح اقدام نمايند.
مهدی پور ساعی
- تبریک عرض می کند برادر مهدی(عج) پور! شما برنده شدید. لطفا ً در اوقات شرعی، به دفتر برادر وزیر راه که فرمود: هرکس چاله ای را در مملکت اسلامی پیدا کرد بیاید جایزه اش را بگیرد، مراجعه فرمائید. نوش جان! شیرینی فدوی فراموش نشود!

تا درودی دیگر، بدرود.

*.*.*.*.*

*.*.*

March Monday 22nd. 2010

aa

 

عبوری که بازم داشت*

امشب هیجدهم مارچ سال 2010 میلادی و 3 روز مانده به  آغاز سال 1389 شمسی  ست. در این سوی، جهانی است که برای من دست کم، به سیاره ای دیگر می ماند. ساعاتی ست که از کار روزانه فارغ شده ام.
دو پیام پیاپی از دوستی ،مرا به سمت تلفن می برد. دوست مشترکی که  به تازگی و به اتفاق، در خانه ی ما دیداری با منصور داشتیم. زنگ می زنم. پس از مکالمه ای کوتاه،  خبر مرگِ مصنوعی منصور را به من می دهد. به او متذکر می شوم که شوخی تلخی ست. خبر را تکرار و تکرار می کند. می گویم همین دیشب ایمیلی برایش فرستاده ام، پاسخی نیامده امبا هنوز دیر نشده است! دوست، سرانجام مُلتفت پریشان حالی و پریشان گوئی من شده ولحظاتی دیگر، مکالمه تمام و مکالمه قطع می شود:

جائی انگار
 زلزله آمد
و من در چشم بهم زدنی
زیر آوار خاطرات خود
ماندم ...(1)
***
حالا دیگر ساعاتی ست که درگذشت دوست عزیز، شاعر و نویسنده ی توانا، ارجمند و صمیمی،  منصور خاکسار را شوربختانه  دریافت کرده ام.
باورش، نه این که سخت است، اصلا ً مقـدور نیسـت! شـاعـر لحظـه هـای درخشـان، چشـمه ای زلال و بی هیاهو که در سوئی از این غربت کشنده، زلال می جوشید. دیدارش، همواره مغتنم بود و امیدوارکننده. شاعری متفکر و ژرف نگر که با  عقیده ای استوار به اصالت انسان و آزادی زیست، سرود و بهای آن را نیز بارها پرداخت و پرداخت.  در پیشگفتار دفتر " آنسوی برهنگی "  که در سال 2000 منتشر کرد می نویسد:
"شوم بختی خیالواره های ادواری آدمی و تقدیر ناسزاواری که بر ما رفته، بارها مرا به اندیشه  واداشته است...  تماشائی باز از " ناکجا" آن هم با حس پرنده ای که از هر مرز پرکشیده، تیری به ناروا  بالش را خونین کرده است."
شعرهائی از این مجموعه را پیش از این به چاپ سپرده ام. از جمله شعری با این مطلع:

تنها توئی
که آنسوتر از فصول
می روئی
و چهار سوها را
وقتی که چشم به این سکون و مدار
 خو کرده است
فراخ می کنی...(2)

و در پیشگفتار کوتاه دفترِ  " و چند نقطه ی دیگر"  که چهار سال بعد منتشر کرده،
و خود به شعری کوتاه و فشرده می ماند، می نویسد:
" وچند نقطه ی دیگر"  عکس هائی حسی از اتفـّاق های پیرامون من است. خط
 نا تمامی که مرا با خود قاره به قاره می برد.  دقایقی بر انگیزاننده از آن و این
 ایستگاه که در خود دگرگونم کرده است .....  وچند نقطه ی دیگر " تصرف حسی
 است که از حکومت ترس و زاده ی آن بیعدالتی،  رویگردانست  و اتفـّاق ها را،
  نقطه به نقطه،  سفید و سیاه دیده است".

بر گرفتن قلم در این چند ساعت،  میسر نبود و این مختصر نیز با دشواری تحریر
می شود.  چرا که نمی دانستم به این زودی باید در سوگش بنشینم.  منصور افزون
بر شأن والای شاعریش، عضو خانواده نیز بود و رابطه ای به غایت عاطفی با
تک تک اعضای خانواده داشت و همین، مرا از عنوان این خبر ناگوار و غیر
قابل باور،  دست کم در این فرصت کوتاه و تلخ، عجالتا ً برحذر می داشت.
***
کتاب هایش را که  شعری بلند و یگانه را می مانند و  با امضاء وبه چند سطر
مهربانانه ای از او مزین است، با اندوهی فرساینده، ورق می زنم بی آن که  باور
کنم که آن وجود صمیمی، روشن و ارزشمند را دیگر، در کنار ندارم.  واپسین دیدار همانطور که پیشتر گفته آمد، همین چند وقت پیش بود و البتـّه چون همیشه مغتنم....
منصور " بزرگ بود و از اهالی امروز بود "  اندیشه ای متعالی و قلبی مهربان
داشت. بسیار زحمتکش بود و برای گذران زندگی سختِ در تبعید وغربت ناشی
از آن، همواره می کوشید  امّا چون بسیاری از ما حاصلی اندک داشت، حاصلی
که امّا با همّت بسیار بلند او هیچ تشابهی نداشت گو این که در گفتگوهائی که داشتیم
نیزگاه پوشیده و گاه آشکار،  به آن اشاره وار می پرداخت.
دیدار بعدی قرار شد اندکی بعد باشد که هنوز دست نداده بود که رفت بی آنکه مجالی
برای  پاسخ به بسیاری از پرسش ها داشته باشد.  به برخی امّا در پاره ای از شعرهای دوست داشتنی و محجوبش، پیش از این به گونه ای، پاسخ داده بود:

می گویدم:

زیاد خسته ای
سفر
نساخته است انگار
- اندیشنا ک ام...
می گویمش:
- از دوست
و دلهره ام از کار (3)

و نیز:

... و امشب نیازم نیست
به خود بنگرم
تا دست های خالی ام شهادت دهد
می دانم این آینه است
که چشم از من برگرفته است
تا شرمگین نشود (4)
و یا:

گذشته ام به تلخی گذشت
و دریغم بر حافظه ی خود نیست
که می گویدم:
فرشی که زیر پایم گسترده است
از من نیست
و از فردا هراسانم می کند
به شب گزیده ای می مانم
که در هیچ نقطه ای نمی گنجم
و هوای خانه پریشانم می کند.

 

                                                ***
نوشتن در مورد منصور سهل ممتنع است. حضور و وجودی منشورگونه داشت که  
به هر کدام می شود جداگانه پرداخت امّا نه با حال و روزی که اینک دارم. همه ی دوستان در حیرتی اندوهناک فرو رفته اند.  با دکتر نقره کار که ناباورانه  تلفن
می کند حرف می زنم حال و روزی بهتر از من ندارد و در گفتگوی روز بعد می گوید
که مشغول نگارش مطلبی است. می گویم من نیز از همان آغاز دریافت خبر کوشیدم
امّا هنوزتوان ادامه ی مطلب را نیافته ام.  پرتو،  مجدانه پیگیر اطلاع رسانی و فراهم کردن نوشته ایست که حاوی این خبر تلخ و گزنده، در آستانه ی نوروز 1389 است.
تقارن سفر جاودانگی منصور با نوروز امّا،  نمی دانم از چه مقوله ای است و چگونه تبیین می شود. همین قدر می دانم که نوروز امسال، تلخ ترین نوروزی است که به یاد دارم هیچ نوروزی را منصور اینگونه نگذرانده است، نگاه کنید:

                                                      عید (5)
وقتی سخن از خدای دانائی گفت
که زیبائی را آفرید
دختران
بهار را رقصیدند
دخترم هم
که چون همه ی دخترانِ جهان
زیباست
از کنارم
برخاست
و با آنان رقصید.
آوازِ آن همه پا
و دَم زدنِ تن
چون گـُل و من
و دانه ی اسپندی
که در آتش می سوخت
در من
سراسرِ شب را
افروخت
دامن  از رقص بر نچیده
دخترم
هفت سین سفره را آراست
با دوازده شمع روشن
در فاصله ای
ـ دقیقـاً ـ
نزدیک به آینه و
ماهی
نیم کره ای سبز
از علف و هیاهو
انگار جمهوری ماه
تا صبحدم
از تماشا چشم بر هم نگذاشتم

رو
به روزی نو
و دل از هر چه تعلق از دیروز
برداشتم.


در آستانه فروردین سال 80

تسلیتی برای خانواده، دوستان مشترک، جامعه ی ادبیات درون و برونمرزی و به
ویژه عزیزدیگرم،  نسیم خاکسار


18 تا 22 مارچ 2010 لس آنجلس
--------------------------------------------------------
* عنوان شعری از منصور خاکسار
1- یک تکه از زمان، حمیدرضا رحیمی، کلیـّات آثار
2-آنسوی برهنگی ـ منصور خاکسار ص 12
3 – لس آنجلسی ها ـ ص 12
4 – همانجا ـ ص 48
5 – و چند نقطه ی دیگر ـ ص 40

 

March Thursday 18th. 2010

کاری از بیژن اسدی پور

*.*.*.*.*

cc

بهاران و نوروز پیروز خجسته باد

*.*.*.*.*

 

 

 

 

 

 

میر نوروزی
حافظ جان، این رفیق فرهیخته ی همه ی جان های شیفته، در انبوه غزلیاتش چند جائی هم به نوروز پرداخته است. بد نیست که در این ایام، چند بیتی از آنها را با هم مرور کرده و حالی بکنیم. البتـّه او همیشه حرف های خودش را می زند، حتـّی اگر پای نوروز در میان باشد و گاه نیز با آن اشارات تلخ و گزنده به فقری که همواره دامنگیرش بوده است:

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
من این مرقَع رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیر باده فروشش به جرعه ای نخرند

و یا در غزلی دیگر:

ساقیا آمدن عید مبارک بادَت
آن مواعید که کردی مَرَواد از یادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم تست
جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادَت
شُکر ایزد که زِ تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گـُل و شمشادت

و یا:

ابر آذاری بر آمد باد نوروزی وزید
وجه می  می خواهم و مطرب که می گوید رسید؟
شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه ام
بار عشق و مُفلسی صعب است و می باید کشید(1)
قحط جود است آبروی خود نمی باید فروخت
باده و گـُل از بهای خرقه می باید خرید

و نیز در جای دیگر:

کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت
من و شراب فرحبخش و یار حور سرشت
گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز
که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت
چمن حکایت اردیبهشت می گوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت

نا گفته پیداست که منظور از «بهشت» در مصرع نخست، همان بهشت آخوندی است و «بهشت» در مصرع ششم، از مصدر هشتن( هِ تَ ) به معنای رها کردن و گذاشتن. از نوع «جناس تام» و البتـّه با ایهامی حافظانه هم به این و هم به آن.

همو در غزلی دیگر مرقوم داشته است:

زِ کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد اَر مدد خواهی چراغ دِل بر افروزی
سخن در پرده می گویم چو گـُل از پرده بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

راستی این «میر نوروزی» چه پدیده ای است و بچه کسی اطلاق می شده است؟
بررسی های حاصله و آنچه که مورخین در تواریخ خود ثبت کرده اند بیانگر آنسـت که ایـن پـدیـده به سنّـت بسـیار جالب و بـی سابقـه ای بـاز می گردد که ریشه در آداب نوروز دارد و آن عبارت از این بوده است که در روزگاران گذشته برای تفریح و سرگرمی مردم در آیام عید، اندکی مانده به آغاز سال نو، از میان مردمان، فرد گمنامی را انتخاب و به مدّت پنج روز به تخت سلطنت یا اریکه ی قدرت می نشانده اند. البتـّه با تمام مزایا و اختیاراتی که یک پادشاه یا حاکم می تواند داشته باشد و به عبارت دیگر احکام و فرامین «میرنوروزی» در این پنج روز اعم از «عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره» و غیره لازم الاجرا بوده است.
و باز ناگفته پیداست که کسی که هیچ گونه اطلاع و تجربه ای در اداره امور کشور نداشته و با مسائلی از قبیل آداب و رموز مسائل حکومتی و سیاسی چه از نوع داخلی و چه از نوع خارجی اش به کلـّی بیگانه بوده مصدر چه اعمال مضحک و خنده داری می گردیده است و همین موضوع، اسباب تفریح و سرگرمی و خنده مردم می شده است. بدیهی است که حکومت میرنوروزی پس از پنج روز پایان می یافت و پادشاه یا حکمران اصلی دوباره به قدرت باز می گشت و کمافی السابق زمام امور را به دست می گرفت. خُب، این از تاریخ. حالا برگردیم به زمان معاصر.
ما مردم، هر عیبی که داشته باشیم، باید عیب یا بیماری ناسپاسی هم به آن علاوه کنیم. اگر یادتان باشد از همان ماه های آغازین قیام که حکومت اسلامی می رفت تا سایه ی رحمت خود را ابتدا بر سر ایرانیان و بعد عالمیان بگستراند، دادِ نویسندگان و گویندگان و دیگر مردمان در آمد که این ها، یعنی دولتمردان جدید، نه تنها با اجرای مراسم و آداب نوروز موافق نیستند، بلکه به به شیوه های گوناگون می کوشند که از اجرای آن نیز ممانعت به عمل آورند. این چه حرفی است؟ آخر خدا را خوش می آید که چنین نسبت های ناروائی به چنین دولتمردان با فرهنگی داده شود؟ این نظریه شاید در سال های تب و تاب و نق زدن های محلی از اعراب داشت، ولی اینک و پس از طی سال های ثبات و آرامش و این که حکومت اسلامی از بوته ی همه ی آزمایشات طاقت فرسای اجتماعی، اقتصادی، مدنی، سیاسی در ابعاد داخلی و خارجی بحمدالله سربلند بیرون آمده، دیگر نمی تواند محمِلی داشته باشد. کافی است که مثلاً به برخی مقامات گریخته از حکومت اسلامی نگاه کنید که دیگر کم و بیش به ریسمان نه چندان استوار حکومت اسلامی چنگ نمی اندازند. این هم، البتـّه گفتنی است که در مقابل، هستند هموطنانی که هم اکنون دارند فوج فوج، امّا ناخواسته و علیرغم میل باطنی با جمهوری اسلامی خود وداع می کنند. منظور فدوی این است که نباید از روی تنفر عمیقی که از حضرات دارید به واقعیت های مثبت در حکومت اسلامی به کلـّی چشم ببندید. هر شخص یا سیستمی طبیعی است که از نقاط ضعف و قوّت گوناگونی تشکیل شده است. اگر نقاط ضعف حکومتگران را با آن همه آب و رنگ بازتاب می دهیم نکات مثبت آنان را نیز از نظر دور نداریم و به قول همین همان بزرگوار  :

عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی

باری. خوانندگان محترم این سطور لابد تصوّر می فرمایند که فدوی نیز مثل بسیار کسان دیگر از عقاید سرسختانه خود چندین سال نوری فاصله گرفته و یا سرانجام توسط مأموران و سفیران فرهنگی رژیم تطمیع شده است. نه به جان عزیزتان. فدوی همان دربدر یک لاقبای سابق است و به قول امام (ل)، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. منتهای مراتب تجارب سال های تلخ گذشته این متانت و پختگی را به او داده است که به مسائل به دور از هیجانات زودگذر و شعاری بنگرد و اگر پیش از این نیز در ایـن خصـوص دچـار انحـراف یـا مصـدر اشـتباهـات یـا احیـانـاً سـوء نیّت هائی بوده است، با خود برخورد کرده و اتخاذ و اعمال این شیوه ی مرضیه را ، به خوانندگانش نیز توصیه کند.
فحش ندهید! که کلاهمان توی هم می رود! بی خودی به سردبیر هم بند نکنید که از راه به دَر شده و تریبون مجله اش را در اختیار چنین نویسندگانی می گذارد. این، از کارهائی که خیلی ها می کنند، که بدتر نیست! واقعیات را باید گفت حتـّی اگر گزنده و تلخ بوده و خیلی ها را هم خوش نیاید.
باری ـ سخن بر سر نوروز بود و اجرای مراسم و آداب آن و این که ملـّت، دولتمندان معصوم و از جان گذشته ی حکومت اسلامی را از همان فردای انقلاب به اهمال یا ممانعت از اجرای مراسم نوروز متهم کردند و هنوز هم می کنند. مغلطه نکنید ! همین جوری که نمی شود. حداقل یک نمونه بیاورید، اگر منظورتان چهارشنبه سوری است و این که چرا حضرات آیات عظام و حجج اسلام کثرالله امثالهم از روی آتش نمی پرند، در این صورت واجب عینی است که ابتدا یک سوزن به خودتان بزنید و بعد یک جوالدوز به کپل حضرات آیات عظام و حجج اسلام.  نه، آخر خودمانیم، اگر چندین متر پارچه فاستونی اعلاء روی سر شما بگذارند و یک دامن ماکسی مَکـُش مرگ ما هم پایتان کنند و عبائی از ابریشم خالص هم به دوشتان بیاندازند و عصائی مرصع هم از چوب آبنوس به دستتان بدهند و احیاناً یک جای بدنتان هم لمس باشد، شرافتاً می توانید از روی آتش بپرید؟  نه والله. امتحان کنید و نتیجه اش را هم محبت کرده روانه کنید و یک فقره بلیط رفت و برگشت به وطن اسلامی را، مهمان فدوی باشید.  (البتـّه مسائل مربوط به تعویض پاس و تنظیم نامه های کذائی دیگر ، پای خودتان!) ..... 
آخر انصاف هم  چیز خوبی است. چرا بی خودی شعار می دهید؟ به عبارت امروز، مستند صحبت کنید، نمونه یا بقول عوام فکت بیاورید. و به عبارت قدیم:

دلائل قوی باید و معنوی
نه رَگ های گردن به حجّت قوی

لابد حالا شما هم از فدوی متقابلاً نمونه یا فکت می خواهید.  شما را به خدا همین جوری از او قبول کنید و وی را به منجلاب فضل فروشی نیندازید! لکن اگر هم چنان اصرار دارید ،فدوی به عنوان فکت به همین مسأله «میرنوروزی» در شعری که از حافظ جان نقل کرده، باز می گردد. با این انگیزه که معلوم دارد که این سنّت شیرین نوروزی، چقدر قدمت دارد، تا چه زمان هائی اجرا می شده، کی متوقف شده و اجرای آن دیگر بار، کی آغاز گردیده است؟ باری -
جناب «علاءالدین عطا ملک جوینی» را که می شناسید؟ مؤلف ارجمند «تاریخ جهانگشای جوینی» است. اثر مذکور از تواریخ بسیار مهم و معتبر و مشتمل بر سه جلد است که مؤلف گرامی آن را در سال ششصدهشتادوپنج به رشته تحریر کشیده است. از ورود به موضوعات مطروحه در مجلـّدات مذکور عجالتاً صرف نظر کرده فقط به ذکر این نکته بسنده می شود که این کتاب عمدتاً در وقایع دوره ی مغول تا سال ششصدوپنجاه وپنج است. همو در کتاب مذکور مرقوم داشته است:
«که شخصی را به اتفاق به اسم سلطنت موسوم ساختند و پادشاه نوروزی از آن بر ساختند»(2) و نیز «محمود قاری یزدی» در «دیوان البسه» اشاراتی بدین صورت به «میرنوروزی» دارد:
«... چون امیر کرزالدین هیبت نوروزی ـ نوع وصلتی با جناب والای اطلس کرده و نیز پشمی در کلاه دارد مقرر فرمودیم که در شهر لباس و قصبه ی قصب امیر نوروز باشد»(3)
حافظ جان هم که به آن صورت به سنّت مذکور، در غزلی که مطلع آن نقل شده، اشاره کرده است یعنی که «بیش از پنج روزی نیست حکم میرنوروزی». پس می شود گفت که اجرای این سنّت نوروزی از دوران مغول تا زمان حافظ مورد اتفّاق است. امّا از آن مقطع به بعد تا زمان معاصر و تا دوره ی قاجار و حتـّی پهلوی از اجرای این سنّت که از آداب دلچسب نوروزی بوده است، خبر موثقی در دست نیست، گو این که اجرای آن را به قولی تا هزاروسیصدوده محتمل دانسته اند .
مطابق بررسی های طاقت فرسای فدوی، اجرای این سنّت، پس از چندین قرن تعطیل، به همّت حکومت اسلامی است که دیگر بار به مرحله اجرا در می آید. یعنی همین حکومتی که به مخالفت با نوروز و ممانعت با اجرای آداب و مراسم آن، بارها متهم و بلکه محکوم شده است. حکومتی که به فاصله ی اندکی از استقرارش، با آن همه کار و گرفتاری، در نخستین نوروز به اجرای این سنّت مهم یعنی «میرنوروزی» ـ البتـّه با اندک تغییرات، همّت گماشت و این همان نکته ی ظریفی است که از چشمان نه چندان تیزبین مُورخین و منتقدین جانبدار و به نظر فدوی، مُغرض عمداً بـه دورمـانـده اســت. تنهــا اختــلاف یـا تغییــر انـدکـی کـه در انتخـاب «میرنوروزی» در جمهوری اسلامی ملاحظه می شود از این قرار است:
ـ چون در زمان های دور، کشور فقط یک پادشاه یا سلطان داشته است، میرنوروزی هم نتیجتاً فقط یک نفر بود. یعنی فردی گُمنام از آحاد ملـّت. در جمهوری اسلامی امّا، به لحاظ ساختار و بافت منحصر به فرد خود، این تعداد به ده ها و بلکه صدها نفر بالغ شده است. لذا در این حالت مُستحب است که عبارت «میـرنـوروزی» به «امیـران نـوروزی» یـا «امـراء نوروزی» و یا بهتر از آن به «سرداران نوروزی» تبدیل شود !
ـ اختلاف یا تغییر مختصر دیگر این که مدّت حکومت «میرنوروزی» در ازمنه ی قدیم منحصراً پنج روز بوده است در حالی که در جمهوری اسلامی عجالتاً سی سال تمدید شده است!
همانطور که ملاحظه می شود تنها تغییری که در باب «میرنوروزی» در حکومت اسلامی رخ داده، همانا محدود به مورد فوق است وگرنه اساس مطلب که همان مأموریت «میرنوروزی» باشد، با شرحی که در ابتدای مقال آمد، به قوّت خود باقی است.

علی الله التکلان و هوالمستعان فی جمع امور
کتبة الفقیر کمتر از قطمیر – فدوی
---------------------------------------
یادداشت ها

1- این مصرع در حافظ چاپ انجمن خشویسان ایران که فدوی به عضویت در آن مباهی بوده و هست ، و نیز حافظ بکوشش دکتر خطیب رهبر بهمین صورت،لکن در برخی نسخ از جمله حافظ بر اساس نسخه ی قدسی – عزیزالله کاسب ونیز حافظ به تصحیح مسعود فرزاد به اینصورت :
ای فلک این شرمساری تا به کی باید کشید
ودر حافظ شاملو بدین گونه آمده است :
بار عشق و مفلسی را هر دو می باید کشید
فدوی بی تقصیر است !
2- ج نخست صفحات 97 و 98 به نقل از حافظ انجوی ص 253
3 - همانجا

*.*.*.*.*

http://www.youtube.com/watch?v=75Fta_GaoQ8

*.*.*.*.*

*.*.*.*.*

 

عیدانه!
فدوی هرچه می خواهد جلو خودش را بگیرد و به این عناصر ضد انقلاب، استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل لعنتة الله علیهم اجمعین چیزی نگوید، نمی شود لکن!....
واقعیت مُسلـّم اینست که حضرات آیات عظام و حجج اسلام کثرالله امثالهم در هر درجه از سبُعیـّت هم که باشند بالاخره باز هم کم تا قسمتی انسانند و به جامعه ی انسانی متعلق و از بروز عواطف مربوطه نیزناگزیر.  با عید،  حتا از نوع ایرانی اش (نوروز –م) همراه و با یکی از جلوه های بارز آنرا که عیدی  و عیدانه  باشد نیز سازگار و ابدا ً دریغ نمی فرمایند. به عرایض فدوی اگر باور ندارید، به یکی دو گزارش کوتاه زیر در این زمینه، توجه کنید:

"با نزدیک شدن نوروز و آزادی عده ای از زندانیان سیاسی، انتظار می رفت که زنان دربند به تدریج آزاد شوند، امّا هنوز ده ها تن از زنان فعال اجتماعی و روزنامه نگار هم چنان در بند هستند.
طبق آخرین گزارش ها، آذر منصوری، به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است و بیش از 30 تن از زنان هم چنان در زندان به سر می برند افزون بر این زنان، دو زن کـُرد نیز به نام های شیرین علم هولی و زینب جلالیان در معرض خطر اعدام قرار دارند.
از سوی دیگر، اخبار نگران کننده ای از تعدادی از زنان دستگیر شده در اعتراضات عاشورا و ایام دهه فجر، در سلول های بند زنان زندان گوهردشت و اوین، به گوش می رسد. این در حالی است که به گفته آزاد شدگان، شرایط سلول های بند زنان بسیار نگران کننده است . " *

عرض نکردم؟ عیدی از اینهم بهتر می شود ؟
---------------------------------------------------
* شهرزاد نیوز

*.*.*.*.*

نوروز در منطقه چهچكور - بندر عباس



روز و شب در تلاشم و هرچه می دوم
نیست چیزی به جز حصیر در کفم هنوز
ورم کرده اند حضرات از خوشی و من
سی سال  گذشت  و مستضعفم  هنوز!

*.*.*.*.*

ارتقاء مقام

همگی به یاد داریم که سال های سال زیر این انتقاد کوبنده بودیم که ما تاکنون، از ساخت آفتابه بالاتر نرفته ایم و فدوی نمی دانست که این ننگ را به کجا ببرد؟ گفتن ندارد که غنی کردن اورانیوم  و سرهم کردن خِـرت و پـِرت های دست پنجم خاج پرستان و چشم تنگان به هر قیمت، و نتیجتاً هوا کردن انواع آهن آلات پرنده نیزنتوانست ما را از این شرمندگی تاریخی برهاند. تا این که دوباره همان زبانزد قدیمی خودمان به دادمان رسید که فرمود:


بیت

کس نخارد پشت من
جز ناخن انگشت من

بدیهی ست که شرط اصلی در کارکردن زبانزد بالا آنست که دوستان ناخن تان را نکشیده باشند! باری ـ فدوی بیش از این تصدیع نداده و خوانندگان محترم ضد انقلاب را در خماری نگذاشته و به میمنت و مبارکی، ثبت اختراع جدیدی را توسط دانشمندان خودمان که سرانجام ما را از آن ننگ تاریخی و باستانی که شرح آن گذشت خواهد رهاند، به آگاهی رسانده تا ضمن اطلاع رسانی، چندین مشت محکم نیز بر دهان استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل کوبیده باشد. به عنوان راهنمائی عرض می کند که اختراع مذکور چیزی بسیاربیشتر و مهمتر از تلفن همراهست. این اختراع جدید به شماره ی31181 دراداره ی ثبت اختراعات به ثبت رسیده، به کوری چشم دشمنان اسلام وانقلاب، گواهی فعالیت صنعتی 01/25963 را نیز  دریافت داشته و از 17 بهمن سال جاری در فروشگاه های لوازم بهداشتی توزیع و در دسترس اُمّت همیشه در صحنه قرار گرفته است. به موجب آگهی تبلیغاتی مربوطه، از مناقب بیشماراین وسیله، امتیازات زیر قابل ذکرند:

1- دارای مخزن ادرار با گنجايش 650 سی سی برای دو تا سه بار ادار کردن!
2- دارای طراحی منحصر به فرد که در صورت واژگون شدن مخزن، ادرار از آن خارج نمی شود!
3- دارای درپوش باز به هنگام استفاده برای محکم کردن قيف داخلی مخزن ادرار.
4- دارای درپوش بسته برای نگهداری ادرار در مدّت طولانی (برای مثال حمل ادرار به آزمايشگاه و يا نگهداری ادرار در صندوق عقب اتومبيل)
5- قابليت استفاده در حالت های ايستاده، نشسته.
6- قابليت نصب در صندوق عقب و يا داخل اتومبيل توسط قلاب های نگهدارنده.
7- ساخته شده از بهترين مواد اوّليه با قابليت شستشو و استفاده مجدد.

فدوی می داند که شدیدا ًشیطنت به خرج داده و دل صاحب مرده ی خوانندگان ضد انقلاب، استکبار جهانی و صهیونیم بین الملل را آب کرده است. بفرمائید اینهم چند سطر آغازین آگهی مذکور:

توالت همراه
 
قابل استفاده برای خانم ها و آقايان با قابليت شستشو و طهارت فرهنگی نو در فرهنگ کهن ايران!
- دستگاه توالت همراه باعث استقلال در رفع نياز شخصی فرد می گردد.
این هم به قول خاج پرستان some additional information  :

"هنگام استفاده يورينال توسط آقايان
دستگيره يورينال را با دست چپ نگه داشته و بعد از تخليه مثانه به آهستگی با دست راست آب را پمپ نموده و شستشو دهيد".

"هنگام استفاده يورينال توسط خانم ها
توّجه شود که سطح زيرين مخزن ادرار کاملا در حالت افقی قرار گرفته باشد و شخص بدن خود را با انحنای يورينال هماهنگ نموده و دستگيره آن را با دست چپ گرفته و محکم به بدن بچسباند تا مانع از نشت ادرار از اطراف آن گردد. در انتها برای شستشو با دست راست می توانيد از دريچه لاستيکی بالای منحنی، آب پاش را وارد کرده و پمپ کنيد"

و لذتش را ببرید! (از فدوی است)

زیاده عرضی نیست.          7 مارچ


bb

*.*.*.*.*

چشم مسلح
فدوی هر چه به تصویر زیر خیره شد، غیر از آنچه که هست، چیزی دستگیرش نشد ویا عقل اش به جائی قد نداد. وی گرچه خوب می داند که خوانندگان ضد انقلاب نیز در این پیوندبی گمان راه به جائی نخواهند برد، لکن بخیل نیست و می گذارد که ایشان هم به قول عوام  Try بفرمایند:

فدوی حتا علیرغم بحران اقتصادی موجود، جایزه بسیار نفیسی نیز تهیه کرد تا به برنده ی خوشبختی که مفهوم یا معنائی غیر از آنچه از این تصویر مستفاد می شود را ارائه نماید،  پیشکش کند، لکن مسابقه، به قول حضرت امام (ل) مع الاسف برنده ای نداشت و جایزه ی مذکور که با آن همه خون دل فراهم شده بود، روی دست فدوی ماند!..
و فلذا برای فدوی، جز این که ختم مسابقه را در همین جا اعلام کند و جایزه ی مذکور را نیز به تنهائی در رَگ بزند، راه دیگری مُتصوّر نیست.  می ماند رمزگشائی این معما، که آن هم با استعانت از هفته نامه ی "پرتو سخن"  که ناشر افکار حضرت  آیت الله  تمساح یزدی ست
به شرح زیر تقدیم می شود:

هفته نامه ی  "پرتو سخن":  لوگوی روزنامه تهران امروز، زنی است که در حال رقص است!
پیش از اینها در اصطلاح می گفتند که فلان دستگاه استبدادی،  تا دندان مسلح است، لکن مؤمنین که به عون الله در همه ی امور خرق عادت کرده اند، این اصطلاح را نیز به قول عوام up gradeفرمودند و از این پس می توان گفت که برادران کارشان از دندان گذشته و تا چشم مسلح اند!  
سوم مارچ

*.*.*.*.*

به ادعای یک مرد انگلیسی عکس حضرت مسیح در تابه ظاهر شد!

باز خدا پدر مسیح(ع) را بیامرزد که به ماهی تابه رضایت داد.
آقای ما (ل) که از ماه پائین نیامد!

*.*.*.*.*

 

ccc
تنفس ممنوع!

 

 

*.*.*.*.*

نوعی رعایت
مسؤلین  اعلی الله مقامهم اجمعین، متخصصین برجسته ی پیوند "گودرز" و  "شقایق"اند وعلی الاصول استاد جمع بین اضداد هستند و در اجرای این عمل  ظریف، احدی در جهان به پای ایشان نمی رسد. وزیرِ جسارت است، علوم ، از سوئی فرمود: *
وزير علوم، تحقيقات و فناوری نگاه جناحی به جذب هيئت علمی دانشگاه ها را سمی مهلك دانست
و سپس، نه در صفحه، شماره، روز، هفته یا ماه بعد، بلکه در ادامه ی همان جمله افزود:
اساتيدی بايد جذب هيئت علمی شوند كه قائل به مسيری باشند كه مردم  (حکومت – م)  در 9 دی و 22 بهمن رسيم كرده اند!
ونیز:
در شرايط كنونی اساتيد دانشگاهی بايد متخصص و متعهد به نظام جمهوری اسلامی باشند و براساس ولايت‌پذيری به عنوان ركن اساسی نظام اسلامی گام بردارند .
به اساتيدی كه جهان‌بينی اسلامی را قبول ندارند و سكولاريسم را در دانشگاه‌ها ترويج می‌كنند را نياز نداريم.
عرض نکردم؟!


 

توهّم

فدوی در این که  "مجمع تشخیص مصلحت"، مجمع تشخیص مصلحت نظام است نه تشخیص ِ مصلحت مردم، هرگز تردیدی نداشته و ندارد. امّا ژست این مؤسسه من در آوردی و البته زائد، همواره بدینگونه بوده است که گوئی در ساختار شتر گاو پلنگ این مجموعه، که اطلاق لفظ هرگونه نهاد اجتماعی، مدنی، سیاسی شناخته شده به آن، اگر نگوئیم حرام، دست کم مکروه است! محلی از اعراب داشته است. در حالی که چنین نیست واعلیحضرت العُظما علی(ع) خامنه ای دام الذله، در تازه ترین فرمایشات خود که عینا ً به نقل از جراید شریفه ی دارالخُرافه در پی خواهد آمد، از آن، و البته با نهایت احترام، به عنوان دست پنجم خر! یاد کرده است. ملاحظه کنید:

پايگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری روز گذشته متن كامل فرمايشات ايشان در ديدار رئيس و اعضای مجلس خبرگان را در تاريخ 6 اسفند 1388 منتشر كرد كه بخش هايی از آن به مسئله مهم مصوبه مجمع تشخيص در مورد انتخابات اختصاص دارد.
متن فرمايشات رهبر معظم انقلاب در اين مورد چنين است:
«روی مسئله اصلی نظام و نقشه نظام و كليت نظام هيچ اهمالی را نبايد روا بداريم. مسائل درجه دويی وجود دارد كه البته اينها را می توان حل كرد. حالا من ديدم مثلاً اين روزها طرحی كه در مجمع تشخيص است، مورد توجه است. البته معلوم است؛ اين طرح وقتی كه در مجمع تشخيص مطرح بشود، بالاخره نظر مجمع، نظر مشورتی است؛ اين پيش ما خواهد آمد و آن چيزی را كه معتقد ماست، اعمال می كنيم و به عنوان سياست كلی گفته می شود!...

زیاده عرضی نیست

*.*.*.*.*

تغییر روش

فدوی همین چند لحظه پیش، و ضمن مرور جراید دارالخُرافه، به این نتیجه ی قطعی رسید که ترک برخی عادات هر چند هم که خوب باشند، برای حفظ  سلامتی، گاه  واجب است. فدوی دور از جان شما، پشت دستش را چندان داغ کرد که بوی کباب، روزه ی مُؤمنان و مؤمنات را شدیدا ً شکست! و بدین وسیله توبه کرد که  دیگر "یا حسین" (ع) نگوید!..
گفتن دارد که منظور فدوی از یا حسین (ع) ، شعار "یک یا حسین(ع) تا میرحسین (ع)" که آن را سی سال پیش توبه کرده، نیست!..بلکه اتخاذ این تصمیم تند،خوفی ست که فدوی را پس از مرور گزارش زیر،شدیداً برداشته است. شما هم اگر ناراحتی قلبی یا تنفسی دارید، لطفا  ًآن را نخوانید که فدوی "مسؤل آن نخواهد بود "!:

"بیست و چهارم تیرماه امسال یک فروند هواپیمای توپولف مسافری شرکت هواپیمایی کاسپین به شماره پرواز 7908 در مسیر هوایی تهران- ایروان 16 دقیقه پس از برخاستن از فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره) در حوالی شهر قزوین دچار سانحه شد و سقوط کرد. در این سانحه هر 168 مسافر و خدمه پروازی آن کشته شدند. "

همان منبع (مهر) به نقل از حمید بهبهانی درسی و سومین نشست کمیسیون ایمنی راه ها درپیوند با نتیجه ی بررسی های صورت گرفته افزوده است:

"متأسفانه در این سانحه جعبه سیاه هواپیما پودر شد و فقط قطعات کوچکی از این هواپیما باقی ماند."

و سرانجام این که :

"بررسی‌های انجام شده بر روی این قطعات در روسیه و ایران نشان می دهد خلبان توپولف فقط 16 دقیقه با برخ مراقبت ارتباط داشته، ضمن این که آخرین مکالمه ضبط شده خلبان گفتن عبارت " یا حسین" بوده است." !

ملاحظه کردید؟ حضرت حتا مختصری هم تخفیف نداده و همه ی 186 تن سرنشینان بیگناه را، از سر لطف، به دیار باقی  اعزام فرموده است!
بر این پایه، فدوی دیگر جرأت نمی کند  که یاحسین (ع) بگوید، شما خواننده ی ضد انقلاب را نمی داند...

علی الله التکلان و هو المُستعان فی جمع امور
کتبة الفقیر کمتر از قطمیر – فدوی

*.*.*.*.*

لکن لطفا ً آفتابه خدمتتان!

*.*.*.*.*

 

درس اخلاق

فدوی تابحال می پنداشت که علت شیرینکاری های مبسوط دولت خدمتگزار در حوزه های گوناگون،  آنست که هیچ آموزگاری از جمله آموزگار اخلاق در هیچ یک از عرصه ها نداشته است لکن در مرور جراید دارالخُرافه دریافت که خیر این رایحه ی خوش خدمت که افزون بر ایران اسلامی، جهان را نیز برداشته است، تازه با حضور "معلم صاحب نام اخلاق حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی معلم اخلاق کابینه ی نهم و دهم .. " رخ داده و می دهد!.. تا آنجا که رئیس جمهور شانسی و البتـّه محبوب را، توبیخ هم می کند:

«روز يكشنبه هنگام خروج از جلسه دولت با رئيس جمهور برخورد كردم و خيلی قاطع گفتم بنده مباحث اخلاقی را برای شما مطرح می كنم، جنابعالی كجا بوديد ؟...! "

فدوی تشکری دارد از حجت الاسلام مذکور و نیز از آن بزرگوار که فرمود:


این چنین حال ها پیش آید
هرکه را روزگار برگردد
بر همه حال شکر ابن یمین
که مبادا ازین بَترَ گردد !

*.*.*.*.*

d

زنگ تفریح!

* به هاشمی رفسنجانی ميگن چند وقتيه نيستی؟!!...ميگه دارم بکوب می خونم برای رهبری!

* یه روز آشغالی میاد دمه خونه ی شهروندی میگه: آشغال دارین؟ طرف داد میزنه: خانوم توی خونه آشغال داریم زنش میگه: آره داریم نمی خوایم!

*به آخونده ميگن: سنتور حرامه؟ ميگه: بله! ميگن: ارگ ؟ ميگه بله! ميگن:
شيپور؟ ميگه: بله! ميگن: پس خمينی ای امام (ل) رو با چی بزنيم؟!

* تفاوت شهرداری و صدا و سیما:
شهرداری آشغال جمع می کنه ولی صدا و سیما آشغال پخش می کنه!

* همشهری فدوی می ره مسابقه رو خوانی قرآن .. سوره "بنی اسراييل" بهش
می خوره انصراف می ده!

*آخونده داشته واسه یکی حرف میزده، میگه: مثلاً اگه سگ بِهِت حمله کرد باید این آیه قرآن را بخونی. طرف  میگه:  لکن خوبه که آدم یک چوب هم با خودش داشته باشه چون ممکنه همه ی سگ ها عربی بلد نباشند!

* يکی ميگه: من" حافظ کل  قرآنم"  شهروند ما ميگه: از اين قران کوچيکا يا بزرگا؟!

*خبرنگار: برای محرم امسال چه  برنامه هايی داريد؟ همشهری:  ما امسال 10 تا  علم اضافه کرديم  /15تا پرچم/ 150تا  زنجير/ 12تا  قمه و 40 تا زنجيرزن جديد.  در مجموع انشاءالله ديگه مادر يزيد سرويسه!

* همشهری ما داشته تو عروسی چنین میخونده:
میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم
همون لحظه کمیته میریزه توی مجلس عروسی
  همشهری ما ادامه میده:
اون گل پرپرتو، فدای رهبر کنم!

* متلك های بسيجی :
 وای خواهر تنت بوی كربلا ميده،  شهيدتم !
خواهر اگه نمازتون دیر شده  برسونمتون!

*همشهری ما ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما
 ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقای خامنه‌ای خوابه؟ يارو ميگه :
 نميدونم ولی احتمالاً بايد خواب باشن. ميگه: معذرت می خوام؛
 ولی آقای رفسنجانی چی، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولی
 يحتمل ايشون هم خواب باشن. ميگه: ببخشيد ولی آقای خاتمی چی؟
 يارو ميگه:  احتمالاً ايشون هم خواب هستن، چطور؟  ميگه: پس دَمت
 گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندی بذار حال كنيم!

*ارتباط ریش و تیغ قبل و بعد از انقلاب :
 قبل از انقلاب با تیغ ریش می زدن بعد از انقلاب با ریش تیغ می زنند.

*از یکی می پرسن: فرق فلاسفه و ریاضیدان ها چیه؟  میگه: ریاضی دانها هر مسئله ای رو سعی میکنن با کمک ریاضی حل کنن ولی فلاسفه چیزهای حل شده رو هم با کمک فلسفه به مسئله تبدیل می کنند.

*یه نفر ميره امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه وانت نیسان بهم بده. و اینو همین جوری پشت سرهم میگه. بعد میشنوه که یکی دیگه هم از اون طرف میگه: يا امام رضا يه هزارتومانی بهم بده، اونم همیجوری داشته اینو تکرار می کرده. طرف  دیگه خیلی عصبانی ميشه میگه:  بابا بیا اين هزارتومان بگير برو، بزار حواسش به ما باشه!

*طرف زن صیغه می کنه رفیقش می گه مبارکه ازدواج کردی؟ میگه نه بابا دائمی نیست از این اعتباریاس!

*فدوی نمی دانست که مقام معظم رهبری صدمه الله تعالی تا این حد اهل طنز است، ملاحظه کنید:
فرمانده كل قوا در مراسم اعطای سردوشی افسران نيروی دريايی:
سرنوشت همه زورگويان سقوط است!

*پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به آلمان رفت. یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد:
برلین فوق‏العاده است، مردمش خوب هستند و من واقعاً اینجا را دوست دارم، ولی یک مقدار احساس شرم می‏کنم که با مرسدس طلاییم به مدرسه بروم در حالی که تمام دبیرانم با ترن جابجا می‏شوند.
مدتی بعد نامه‏ای به این شرح همراه با یک چک یک میلیون دلاری از پدرش برایش رسید:

بیش از این ما را خجالت نده، تو هم برو و برای خودت یک ترن بگیر!

*.*.*.*.*

جوک هفته
ايران همايش خلع سلاح جهاني برگزار مي‌كند!
لاريجاني:‌
‌*ملت‌ها براي خلع سلاح هسته‌اي قيام کنند!   لاریجانی

s

*.*.*.*.*

کلمات حمار
کلمات حمار ساخته ی فرهنگستان فدویست
 در مقابل کلمات قصار !

* از نظر اسلامی، کتک زدن زنان به منظور مجازات آنان نیست، بلکه مسأله بر سر "تربیت" و وادار کردن آن‌ها به "توبه" است.  "محی الدین یاسین"،
معاون نخست وزیر مالزی

* علمی که در آن استدلال، یا کفر و یا ایمان وجود دارد، علم بی طرف محسوب نمی‌شود تا سکولار شود، چون علم موضوع دارد و علمی که موضوع داشته باشد، سکولار نمی‌شود.!
آیت‌الله جوادی آملی

* امروز تنها نظامی که حرف و انديشه جديدی برای بشريت دارد جمهوری اسلامی ايران است!
احمدی نژاد

* اما همه می دانند كه «كيهان» نه دولتی است و نه وابسته به حزب يا گروه سياسی خاص!     
کیهان چاپ دارالخـُرافه

*.*.*.*.*

f

از میان ایمیل های رسیده:
*ايران عجيب وبی نظير
به اين دليل که:
ايران تنها کشوری است که در دانشگاه آن نماز می خوانند و در مصلی آن کتاب می فروشند.

*ايران تنها کشوری است که در آن سياستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکت های اقتصادی کار سياسی می کنند و نيروهای نظامی کار توليدی می کنند.
 
*يکی از بزرگترين صادرکنندگان نفت و يکی از بزرگترين واردکنندگان بنزين و با اسرائيل دشمن هستيم، امّا نزديکترين دوستمان، رئيس جمهور ونزوئلا با چند ميليارد دلار قرار داد نظامی، يکی از نزديکترين دوستان اسرائيل به شمار می آيد!؟

*برای مسلمانان لبنان خودمان را هلاک می کنيم، پول می فرستيم و دعا می کنيم، اما هيچ خبری از مسلمانان چچن نمی گيريم.


از هر 1000 مفسد اقتصادی يکی و از هر 1000 فعال سياسی 999 نفر در زندان داريم.
 
*در همه جای دنيا آثار باستانی را از زير آب در می آروند، در ايران می برند زير آب!؟

*در ايران دانشجوها توی کتابخانه آشنا می شوند، در پارک درس می خوانند، سر کلاس می خوابند!؟
 
*اينجا همه خودشان را فوق العاده جدی می دانند اما همه همديگر را مسخره می کنند.
 
*در همه جای دنيا هر وقت سرو کله پليس پيدا می شود ترافيک حل می شود ولی در ايران هر جا که پليس هست ترافيک هم هست.
 
*کشور عراق نزديک 1000 ميليارد دلار بابت خسارت های جنگ به ايران بدهکار است ولی كشور ايران يک ميليارد دلار به عراق کمک بلاعوض می کند!؟

*همه جای دنيا در اداره ها کار می کنند در منازل استراحت و در خيابان ها تفريح ولی در ايران مردم در ادارات استراحت، در منازل تفريح و در خيابان ها کار می کنند.

*.*.*.*.*

 

نکته
می گویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود می پرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر می فهمند حکومت کنم؟

یکی از مشاوران می گوید: «کتاب هایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش ..
امّا ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ می دهد:

«نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمی فهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که می فهمند و باسوادند،  به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمین های دیگر کوچ می کنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».

*.*.*.*.*

 

 پای درد دل مردم دارالخُرافه

اشاره

پیام ها همگی واقعی و برگرفته از جراید ِ

شریفه ی دارالخُرافه است، پاسخ ها اما

از فدوی ست.


¤ برخي از فروشندگان، به بهانه فروش ماهی شب عيد، اقدام به پخش موسيقی مبتذل می كنند .
مهدی مژده ای از اهواز 
- مراتب به عرض مبارک رسید. فرمودند احوط آنست که ماهی را از آب
بیرون آورده و آن فروشنده ی نابکار شادی مردم را، به جای آن در آب
فرو کنید، برادر مهدی(عج) مژدهی          
و من الله التوفیق

  ¤ فروشگاه اتكا، كارت هوشمند خريد بازنشستگان را محدود كرده و در اين شب عيدی، حاضر به عرضه برخی از محصولات ضروری به دارندگان اين كارت نيست.
يك هموطن
- تا دیر نشده همان غیر ضروری ها را در یابید چرا که به قول آن شاعر مکتبی ومتعهد:


دستت چو نمی رسد به خاتون
دریاب کنیز مطبخی را!

¤ برای بنده به عنوان فرزند يك جانباز، بسيار رنج آور است كه اين همه بدحجابی در جامعه ما شايع باشد. چرا هيچ تدبيری برای رفع اين مشكل انديشيده نمی شود؟ از فعالان و دستگاه های فرهنگی انتظار می رود كه در اين زمينه بيشتر كار شود .
فرزند جانباز 70درصد
- قاصم الجبارین رحم کرد که خود جانباز 70% تشریف ندارند، برادر فرزند!.. معذالک چشم فدوی ترتیبی می دهد که خواهران را دبل قـُنداق فرمایند!

¤ قيمت گوشت گران شده است و خانواده های مستضعف نمی توانند از عهده خريد آن برآيند. از مسئولان تقاضا می كنم كه چاره ای بينديشند .
بيژن غفاری- ساری
- مراتب با قید سه فوریت به شرف عرض رسید. بسیار ناراحت شدند و به منظور حل ریشه ای مشکل، طی فتوائی، مصرف گوشت را برای خانواده های مستضعف حرام اعلام فرمودند.

¤ ای كاش رئيس قوه قضائيه همانطور و همانقدر كه نسبت به مفاسد اقتصادی در يك شركت دولتی حساس هستند كه بايد باشند نسبت به مفاسد سياسی آقايان سران فتنه هم احساس مسئوليت كنند. در حال حاضر حدود 9 ماه از اين ماجرا می گذرد حتی يك سؤال از اين افراد نشده است.
يك هموطن
- حیرت فدوی هم از همین است. که با این که "حتا یک سؤال" هم از این افراد نشده، چه شد که حجت الاسلام سابق ابطحی، این همه جواب داد، برادر شهروند!

¤ يك سال پيش مبلغ 6 ميليون تومان برای خريد خودروی مينياتور به شركت سايپا واريز نمودم. اما متاسفانه با وجود گذشت مدت زيادی از زمان وعده داده شده، خودرو را تحويل نمی دهند.
اسدی از تهران
- مراتب به شرف عرض رسید. بسیار ناراحت شدند و دستور فرمودند که در عوض، فورا ً کوپن قند و شکرتحویل نمایند. بشتابید که موجب پشیمانی ست.

¤ وقتی دفاعيات آقای شريعتمداری را در دادگاه خواندم تعجب كردم. من كلاس پنجم ابتدايی و روستايی، هوشنگ اميراحمدی را كاملاً می شناسم ولی آقای مشايی اعلام می دارند كه من نمی دانستم و نمی شناختم!
علی ابوالقاسمی از روستای بيدهند
- فدوی هم شدیدا " در همین فکر است که شما با این همه کمالات، چگونه است که تا کنون یکی از پست های کلیدی جمهوری شکوهمند اسلامی مان را اشغال نکرده اید برادر علی(ع) ابوالقاسم (ص) ی؟

¤ شهرداری در خيابان 30 تير تهران جدول ها را كنده است و بيش از يكی دو ماه است كه عبور و مرور خودروها و عابرين را با مشكل جدی رو به رو كرده است. آيا كارشناسی وجود ندارد كه به شهرداری بگويد كه در اين فصل سرما كه بتن به سختی می گيرد وقت سنگفرش كردن پياده روها بود؟!
يك شهروند
- دیگر همه چیز را به گردن دولت خدمتگزار که این روز ها  فرصت سر خاراندن نداشته و سرش به انواع هسته بازی و نیز مبارزه ی صمیمانه با مردم شدیداً  گرم است، نیاندازید، آن جدول ها را گذاشته اند که خودتان حل کنید، برادر شهروند!

¤ از رئيس محترم سازمان آموزش و پرورش استان و ناحيه 2 اراك تقاضا می شود نسبت به حل مشكل دبيرستان دخترانه مائده روستای قاسم آباد كه در كانكس يخ زده مشغول به تحصيل هستند اقدام نمايند واقعاً به علت برودت هوا و يخ زدگی شيشه های كانكس امكان تدريس وجود ندارد. هم چنين از خوابگاه اين دبيرستان تا محل كانكس ها نيز گل و لای مانع تردد دانش آموزان می شود.
دبير رياضی از اراك
- به عرض رسید. فرمودند یا بروید ته صف ویا دانش آموزان را برداشته به جزایر کومور یا ونزوئلا بروید.

- ¤ توزيع موادمخدر در قلعه حسن خان تهران بيداد می كند. بنده بارها به شماره تلفن 197 هم زنگ زده ام اما هنوز ترتيب اثری داده نشده است.
يكی از اهالی
- فدوی شخصا ً مراتب را رسیدگی و پیگیری کرد. مسؤلین 197 فرمودند: هشتن، ولی خشتن!

¤ تعدادی از ايرانيان در زندان های عراق به سر می برند و چندين سال است كه هيچ خبری از آنان نيست چه بسا بعضی از اين زندانيان فوت كرده باشند. چرا دولت در مورد روشن شدن تكليف اين عده و آزاد شدنشان اقدام موثری نمی كند.؟
فاتحی
- مراتب با قید دو فوریت توسط فدوی به عرض رسید.  فرمودند در یکی از مناقشات بعدی با استکبار وجه المصالحه واقع خواهند شد، در صدر اسلام هم همین طور بوده، برادر فانحی!

¤ نحوه خوشه بندی يارانه ها اين روزها باعث ايجاد ابهام و تعجب عده ای از مردم شده است. مسئولان ذيربط نسبت به تبيين جزئيات اين طرح سؤالات و ابهامات به وجود آمده را پاسخ دهند.
يك هموطن و چند تلفن مشابه
- مراتب توسط فدوی به عرض مبارک رسید.  قدری عصبی شدند و با تغیّر فرمودند پاسخ بی پاسخ، حرف حسابی! هم بزنند، می دهیم به جایش بمب خوشه ای سرشان بریزند!

¤ از شهرستان بابل تماس گرفته ام. قيمت تمام اجناس و ضروريات زندگی در اين شهر بالا رفته است. قبض آب و برق نسبت به دوره های گذشته افزايش پيدا كرده است. اگر اين وضع نابسامان كنترل نشود معلوم نيست بر سر قشر ضعيف جامعه چه خواهد آمد.
قربانی
- چطور معلوم نیست. پاسخ در نام خودتان مُستتر است، برادر قربانی!

¤ برنامه های راديو قرآن مطابق با آنچه كه در روزنامه ها چاپ می شود پخش نمی شود به عنوان مثال شب گذشته از ساعت 12 شب تا اذان صبح بيدار ماندم ولی موفق به شنيدن برنامه تلاوت يك جزء قرآن كريم توسط قاری قرآن جناب آقای امام جمعه نشدم. ما علاقمندان به قرآن دوست داريم برنامه تلاوت هر روز يك جزء قرآن را مثل روزهای رمضان داشته باشيم بنابراين انتظار می رود كه برنامه های اعلام شده راديو قرآن دقيق باشد.          
زمانی
- مراتب در فاصله ی یک قیام و قعود به عرض رسید، قرص خواب تجویز و در ضمن پرسش فرمودند که مگر شما کار و زندگی ندارید که زمان تا این میزان برایتان بی ارزش است، برادر زمانی؟


¤ مراسم عقد ازدواج دختر من 25 اسفند سال گذشته برگزار شده است. مداركش را برای دريافت وام ازدواج، ابتدای سال جاری تحويل مسئولان ذيربط داده ايم اما تاكنون هيچ اقدامی صورت نگرفته است.
گلستانی از شهرری
- مراتب از حضور مبارکشان استفتاء شد. فرمودند که دختر شما گـَز نکرده پاره کرده، فلذا  واجب عینی است که زوجتین عجالتا ً طلاق گرفته و در صورت تصویب و پرداخت وام مجددا ً ازدواج نمایند.
و من الله التوفیق 

¤ از تهران تماس می‌گيرم. بازنشسته هواپيمايی هستم. خواستم به دولتمردان اطلاع دهيد از حقوق معوقه ما يازده ماه می‌گذرد كه به ما نداد‌ه‌اند. چطور اگر قبوض آب، برق و گاز را دير پرداخت كنيم زود قطع می‌كنند يا نان، يك شبه 50 تومان، می‌شود يا 100 تومان. اين را می‌توانند از مردم بگيرند ولی حقّ و حقوق ما را نبايد پرداخت كنند. ما بازنشسته‌ها خرج نداريم؟
- بد شانسی آوردید برادر هواپیمائی! شما هم اگر مثل سایر همکاران "توپولوف "سوار می شدید، الآن هیچ خرجی نداشتید!

*.*.*.*.*

تا درودی دیگر، بدرود

*.*.*.*.*

*.*.*

March Sunday 07th. 2010

هزل دات کام روز جهانی زن را گرامی می دارد.

*.*.*.*.*

 

كنسرت خواننده زن قبل از انقلاب هم از راه رسيد !
ایران اسلامی، تنها نقطه ای ازین جهان پهناور است که درآن،  
" ویژه ی بانوان " غیر از "توالت" به همه چیز دیگر هم اطلاق
می شود!..  لکن به نظر می رسد که حبس زنان در پشت دیوارهای
بلند، که اصطلاح مجلسی آن " ویژه ی بانوان " بوده و پس از
انرژی هسته ای، اختراع دوّم حضرات آیات عظام و حجج
اسلام کثرالله امثالهم است را نیز دیگر برادران برنمی تابند.
باری ...
عبارت فوق را که فدوی تیتر کرده است، جمله ی مبسوطی است
که جریده ی شریفه جمهوری اسلامی چاپ دارالخـُرافه پیرامون
کنسرتی که قراربوده سیمین غانم و منحصراً برای بانوان اجرا
کند، آغاز کرده است. البتـّه ذغال خوب، یعنی اسامی شدیداً
غیراسلامی ترانه ها، در برانگیختن خشم انقلابی همکـاران
مکتبـی فـدوی در آن جـریده ی شـریفه، بی تأثیر نبوده است. 
عینا ًملاحظه کنید:

"سيمين غانم در اين كنسرت قطعات خاطره انگيزی! هم چون
« قلك چشات » « گل گلدون من » « مرد من » « آسمان آبی »
و... را به اجرا در آورد. هر چند اين كنسرت ويژه بانوان است
پيش از اين نيز چند كنسرت ويژه بانوان در دولت اصلاحات انجام
شده بود كه به دليل انتشار نوار آن از برگزاری مجدد اين گونه
كنسرت ها جلوگيری شده بود"!

زیاده عرضی نیست

*.*.*.*.*

روز زن در حکومت اسلامی به مقام معظم رهبری دام الذلّه،  مبارک باد!

*.*.*.*.*

 

 

فدوی نمی داند که اینها دارند به هم حال می دهند ویا دست به
یقه شده اند!!

 

دزد ناشی
فدوی چندی پیش در مرور خبرهای جراید شریفه ی دارالخُرافه،
به این خبر نیز برخورد که:
شرکت ملی نفت ایران از خرید بنزین تولید شده در پالایشگاه های
ونزوئلا به دلیل پایین بودن کیفیت و بالا بودن هزینه های حمل و نقل
دریایی آن از آمریکای جنوبی به خلیج فارس انصراف داد. (جهان)
ملاحظه می کنید که برادر مهندس الاسام والمسلمین احمدی نژاد،
بازهم طبق معمول به کاهدان زده است!  

 
 

*.*.*.*.*

انصاف
خوانندگان محترم ضد انقلاب، عوامل استکبار جهانی و صهیو نیزم بین الملل، کم و بیش به اخلاق فدوی آشنا بوده و می دانند که فدوی هرگز از دولت خدمتگزار بی دلیل و مدرک حمایت نکرده و گاه حتا اگرمعاذالله لغزشی هم دیده، از انتقاد، البتـّه از نوع سازنده اش، فروگذار نکرده است. این اخلاق دمکراتیک فدوی، البتـّه اقتضائاتی نیز دارد و ممکن است گاه موجب برخورد با برخی شهروندان ناسپاس نیز بشود که البته، " بَط  را ز توفان چه باک" ؟..   
باری – فدوی ضمن بررسی شکایات ملـّت اخیرا ً درصحنه، به یکی از این دست شکایات به شرح زیر برخورد که پاسخ خود را هم که به تأیید مقام معظم رهبری نیز رسیده، به منظور تنـّبه شهروندان دیگر، بیدرنگ در پی می آورد:

" 50 سال است كه در خطه شمال كشور مشغول كشاورزی هستم، آيا نبايد بعد از اين همه سال كشاورزی و توليد برنج يك زندگی نسبی بالاتر از خط فقر برای خودم دست و پا كرده باشم. ولی وقتی برنج خارجی، بازار را پُركرده چگونه از راه كشاورزی می توانم زندگی خود و چند سر عائله را اداره بكنم.
يك كشاورز "

- فدوی نمی خواهد که از دولت خدمتگزار حمایت یا دفاعی کرده باشد، لکن در حاشیه عرض می کند که شما نیز چندان بی تقصیر نیستید. فدوی در طی این سال ها چدین بار بیاد می آورد که دولت خدمتگزار ضمن تولید رایحه ی خوش خدمت که افزون بر ایران جهان را نیز برداشته است، اعلام فرمود که به کشاورزانی که 80 در صد زمین های زیر کشت خود را به کشت نارنجک اختصاص دهند، وام بلاعوض خواهد داد، شما کردید برادر کشاورز؟ انصاف هم چیز خوبی ست یعنی، ابتدا یک سوزن به خودتان بزنید، و سپس یک جوالدوز به کپل اعلیحضرت الُعظما علی (ع) خامنه ای صدمه الله تعالی!
زیاده جسارت است.

*.*.*.*.*

لکن هدف ما از هوا کردن موشک، رساندن سریع تر مؤمنین
به حضرت حق، جلّ جلاله است!

 
 

*.*.*.*.*

شمارش معکوس
فدوی بارها به نقل از آن حکایت معروف هشدار داده است
که از ویژگی های البته مثبت در حکومت شکوهمند اسلامی
ما آنست که نخست می بُرند، بعد می شمرند!(1) خوانندگان
محترم ضد انقلاب اما گوئی هیچ جورملتفت نمی شوند.
باری ـ
برادران به علت کثرت مشغله،  پنداری دیگر حوصله ی
 سابق را ندارند و به مصداق حکایت حکیمانه ی فوق،
عجالتاً  شهروند مورد نظر را بازداشت می کنند تا علت آن
بعدا ًبه عون الله معلوم شود! (2)
دیروز در خبرهای دارالخـُرافه خواندیم که جعفر پناهی
کارگردان سرشناس سینمای ایران که برخلاف برادران،
مبالغی وجهه و آبرو در عرصه ی بین المللی برای میهن اش
دست و پا کرده است، درچهار دیواری (سابق! - م) خود به
اتفـّاق تنی چند از دوستانش، بدون ذکر علت، بازداشت شده
 است.(3)
فدوی همین جا و تا یادش نرفته، لازم می داند که از یک
فقره اتهامی که ضد انقلاب، عوامل استکبار جهانی و
صهیونیزم بین الملل لعنتة الله علیهم اجمعین به برادران
مظلوم ما بسته اند، شدیداً دفاع کند  و آن از این قرار است
که حضرات آیات و حجج اسلام کثرالله امثالهم، متهم اند که
ایران را به بزرگترین زندان خاورمیانه برای خبرنگاران،
 تبدیل کرده اند که ملاحظه می کنید که چنین نیست و زندان،
تیول تنها خبرنگاران نیست و برادران، کارگردان و
فیلمساز هم می گیرند!...
باری - برگردیم سر سطر..
برادران امّا دلشان نیامد که افکار عمومی را بیش از
این در خماری نگهدارند ولذا امروز چنین اعلام فرمودند:

يک منبع آگاه در اين باره به خبرنگار ما گفت: در مراسم کذايی
که به ادعای پسر جعفر پناهی مهمانی اعلام شده، جعفر پناهی
به همراه دوستان و همکاران خود در حال تهيه فيلمی عليه نظام
بوده‌اند! که با هوشياری دستگاه‌های امنيتی و با عملياتی به
هنگام، پرده از اقدامات آنها برداشته شده و وی به همراه همکاران
خود دستگير می‌شود.

ناقل این ویروس، سایت وابسته ی تابناک است.
این نیز در حاشیه گفتنی است که جنس برادران، البتـّه هنوز
جور نیست. چرا که  "عبدالمالک ریگی " را  عجالتاً  در
هوا:


 بیت

                                      بری با خود نشان جای پا را
کنی تقلید مرغان هوا را! (4)

و جعفر پناهی را در زمین دستگیر فرموده اند.  جنس برادران
آنگاه جور می شود که بخت برگشته ای در خلوت خود و در
قایقی  برروی آب، به یکی از معصومین مثلا ً اعلیحضرت
العُظما علی(ع) خامنه ای دامّ الذلّه، ناسزائی بگوید تا اقتدار
بلامنازع خود را در آب هم، به جهانیان، ثابت کنند!. درخاتمه،
تذکر این نکته نیز ضروریست که خوانندگان ضد انقلاب یکوقت
تصور نفرمایند که فدوی از خط مالروی امام (ل) خارج و در
صحت مراتب فوق (گزارش تابناک) تردید کرده است، معاذالله!
چرا که وقتی به گزارش مهندس الاسلام والمسلمین برادر
احمدی نژاد دامت تحریکاته  " یک دختر بچه ی سیزده ساله
در آشپزخانه انرژی هسته ای تولید کرده است،"  جعفر پناهی
چرا نتواند در اتاق پذیرائی خود " بن هـُور" بسازد؟ و باز هم
به قول حضرات:
چه مردی بود کز زنی کم ُبوَد؟!..
دوم مارچ 2010
*.*.*
یادداشت ها
1 - خرگوشی در جنگلی داشت به سرعت باد می دوید. گفتند چه خبره؟
گفت: برادرانی به جنگل تشریف آورده اند و هر کس  که سه تا تخم داشته
باشد، یکیش را می بُرند! گفتند:
این که شامل تو نمی شود. گفت: آخه اول می بُرند، بعد می شمرند!
2- به قول برادران معتاد: خودش خشک میشه می افته!
3- فدوی به رنگ ایشان (اگر به رنگی تعلق خاطر دارند!)  ابدا کاری
ندارد! ـ م
4- ایرج

*.*.*.*.*

آیت ا لله تمساح یزدی: لکن آن پرنده ی ضد انقلاب را بدهید ما ارشادش کنیم!

 

نفر وسط با عمامه ی سبز، جسارت است، رئيس جمهور کومور است

و اينهم " کومور " خودمان، که البتـّه باید برود ته صف!:

 

*.*.*.*.*

پارتی بازی
يکی از چيزهائی  که فدوی به آن در جمهوری شکوهمند اسلامی

 شديدا ً اعتراض دارد، عدم  رعايت عدل  و انصاف در تقسيم 

غنائم موجود بين برادرانست.  درست است که فرخی يزدی در

مصرع چهارم آن دو بيتی فرمود:

 
چون عيش وغم زمانه قسمت کردند
ما را غم بی کرانه قسمت کردند
شيخ وشه شحنه عيش و نوش همه را
بردند وبرادرانه قسمت کردند!
*


اما واقعيت اينست که چنين نيست ومسؤلين گرامی اعلی الله 

مقامهم اجمین در تقسيم غنائمِ اسلام آورده، رعايت قسط 

اسلامی را نمی کنند و دل فدوی را از راه دور، شديدا ً به درد می آورند که  البتـّه  قاصم الجبارين را اصلا ًخوش

نمی آيد. یکی از اسباب بازی هائی که افزون بر اورانيوم، 

شديدا ًمورد علاقه ی برادران است، ذخيره ی ارزی و 

مصرف آن درسفرهای خارجی ست. بديهی ست 

که جامعه ی شکوهمند اسلامی ما، جامعه ای شديدا ًطبقاتی ست 

واين قسمت قضيه، شامل برادران نيز می شود. يعنی، جاهای 

چاق و چله و خوش آب و هوا ومبسوط، به قول حضرت

امام (ل) مَع َالاسف به برخی از برادران نمی رسد. شما 

خوانندگان  ضدانقلاب وعوامل استکبار جهانی و صهيونيزم 

بين الملل، می دانيد که وقتی فدوی دريافت که برادر عسگراولادی

و همراهان،کثرالله امثالهم را با اسباب بازی ِمألوفِ ذخيره ی 

ارزی، به جائی فرستادند که حتا عرب هم نی نمی اندازد، چه 

حالی شد. 

گفتن ندارد که ايهام فدوی در اين جمله، به عسگراولادی ست
نه تتمه ی ذخيره ی ارزی که قابلی ندارد!..  باری ـ منطقه ی 

مذکور را که اگر جلوی یک بچه ی مکتبی بگذاری قهر

می کند 2236 کيلو متر مربع وسعت دارد و به فتوای علمای

 سَلـَف حشَرَه الله َمَع مواليه المُطهّرين صلوات الله عليهم اجمعين، 

اطلاق لفظ کشور بدان جايز نيست، قرارست توسط کميته ی

 امداد حضرت امام (ل) آباد شود.
فدوی اما هم چنان نگران برادر عسکر اولادی ست زيرا

 در خبر است که ايشان حتا هنگام پياده روی، برای حمل شکم

نياز به  " فـُُرقون " دارد و معلوم نيست که اين وسيله در " کومور"

يافت شود يا نه. شما را به خدا نگاه کنيد که آیااين حق برادر 

عسگراولادی عزيز ما ست که با چنين رئيس جمهوری عکس بگيرد؟ 
لکن در حاشيه بايد اذعان داشت که اجر برادران در کشف 

" کومور "، هيچ کمتر از کريستف کـُلـُمب لعنةالله عليه نيست!.
  والله الموفق والمعين
------------------------------------------
 به نقل از: يادی از فرخی يزدی ـ حميدرضا رحيمی ـ ص۶۳   انتشارات گستره ـ 
فرانکفورت ۱۳۷۰*

*.*.*.*.*

 

از میان ایمیل های رسیده:

داستان کوتاه

این داستان کوتاه اجازه چاپ نگرفت تا این که نویسنده ملزم شد هرکجا واژه ی سبز به کار رفته به رنگ زرد تغییر دهد!!
 
شاگرد راننده اتوبوس مرتب داد میزد: زردوار، زردوار… بدو حرکت کردیم… زردوار جا نمونی زردعلی نفس زنان خودش را به اتوبوس رساند، نوجوانی زرده رو که هنوز پشت لبش زرد نشده بود، یک کیسه گوجه زرد را به زور با خود حمل می کرد، بعد از این که کیسه ی گوجه زرد را در صندوق بغل اتوبوس گذاشت نفسی کشید و سوار شد .
حق داشت نفس نفس بزند، طفلکی از زرده میدان تا ترمینال با آن بار سنگین گوجه زرد پیاده آمده بود .
زردعلی چند ماهی می شد که از زردوار آمده بود تهران برای
کار، او در یک مغازه ی زردی فروشی شاگرد شده بود،
تمام روز با میوه جات و زردیجات سر و کار داشت و گاهی به
سفارش مشتری زردی هم پاک می کرد، آخر وقت ها هم فلفل
زردهای درشت را به سفارش کبابی محل جدا می کرد.
حالا در موسم زرد بهار با اشتیاق فراوان قصد برگشت
به روستای سرزردشان را داشت. دلش برای خوردن زردی پلو
کنار خانواده پر می زد، در این بهار کاملا زرد با آن زرده زاران
بکرو دست نخورده، دویدن روی تپه های سرزرد، غلطیدن روی
زرده ها دیوانه اش کرده بود هنوز شاگرد راننده فریاد می کرد:
زردوار بدو که حرکت کردیم زردوار بدو ……..

راننده اتوبوس داشت برای همکارش تعریف می کرد که
چطور مأمور راهنمایی رانندگی بر سر عبور از چراغ زرد
که زرد نبود بلکه زرد بود او را متوقف و طلب رشوه کرده
بود زردعلی بیقرار حرکت کردن اتوبوس بود، از سر
بی حوصلگی تزئینات جلوی اتوبوس را از نظر می گذرانید،
خرمهره های آویزان از آینه ـ دسته گل ها و زرده های روی
داشبورد  پرچم زرد و سفید و قرمز ایران ـ شعری که قاب شده
به ستون وسط چسبیده بود (من چه زردم امروز) وکنار زردعلی
سیّدی با شال و کلاه زرد نشسته بود، بیتابی او را که دید با لهجه ی زردواری گفت: چیه فرزندم؟
دلت شاد و سرت زرد باد، چرا اینقدر نگرانی؟ زردعلی با ناراحتی
جواب داد: اینجوری که معلومه نصف شب می رسیم زردوار،
سیّد کلاه زردش را روی سر جابجا کرد و ادامه داد:
بالاخره می رسیم حالا یک کم دیر بشه چه اشکالی داره؟
بعد یک مشت چاغاله ی زرد ریخت تو مشت زردعلی و
گفت: برگ زردیست تحفه ی درویش ..

تقریباً همه به تاخیر در حرکت اتوبوس اعتراض داشتند جز
دختری که در صندلی سمت چپ زردعلی نشسته بود، با
چشمانی زرد که سرگرم خواندن روزنامه ی کلمه زرد بود.
در همین بین بود که ناگهان یکی از نیروهای ضد شورش
جلو اتوبوس زرد شد و با تحکم گفت: این اتوبوس توقیفه،
راننده با دستپاچگی پاسخ داد: چرا؟ ما که خلافی…،
ولی قبل از آن که جمله ی راننده تمام شود با باتوم محکم
کوبید روی شیشه و فریاد زد:  حالا دیگه اتوبوس زرد تو
جاده راه میندازی؟

مسافرها از ترس یکی یکی پیاده می شدند، راننده قصد اعتراض
بیشتر به مأمور را داشت که پیرمردی او را نصیحت کرد:
زبان سرخ سر زرد می دهد بر باد… زردعلی هاج و
واج مانده بود دختر چشم زرد آرام زمزمه می کرد:
دست هایم را در باغچه می کارم… زرد خواهد شد…
می دانم … میدانم

*.*.*.*.*

*.*.*.*.*

آب در کوزه و ما تشنه لبان گرد جهان می گردیم!

پای درد دل مردم دارالخُرافه

اشاره

پیام ها همگی واقعی و برگرفته از جراید ِ
شریفه ی دارالخُرافه است، پاسخ ها اما
از فدوی ست.


¤چرا در هنگام نمايش مسئولان در برنامه های خبری سيما
خانم های بدحجابی كه به عنوان خبرنگار در اطراف آنها
حضور دارند نيز نشان داده می شوند. اين كار هم نوعی ترويج
منكر است.
سيدحسين كلانتر از قم
- والله چه عرض کنم برادر حسین (ع)؟ این خواهران پنداری
 تمامی ندارند. ترتیبی داده بودیم که همه ساله، تعدادی از
آن ها را دربزرگداشت 18 تیر،  از بالای ساختمان صدا و سیما
با فریاد یا زهرا(س) به پائین پرتاب کنند لکن پنداری تأثیری نداشته
است. این مطلب را فدوی، در جلسه ی آینده ی تشخیص مصلحت
 نظام، که سه شنبه ی همین هفته تشکیل خواهد شد، بعون الله
مطرح و پیگیری خواهد کرد، التماس دعا!

¤ كشورهايی مثل روسيه و حتی چين به تجربه ثابت كرده اند به
هيچ وجه قابل اعتماد نبوده اند و خوشبختانه مسئولان محترم نظام
هم آنقدر هوشيار و آگاه به اين موضوع بوده و كاملاً بر كارها
اشراف دارد كه نشانه بارز آن اعلام سريع و صريح آقای
احمدی نژاد مبنی بر ساخت 10 سايت جديد غنی سازی اورانيوم
در كشور است كه جای تقدير و تشكر دارد.
يك هموطن
والله برادر هموطن به قول سیّد قاسم (مش قاسم سابق - م )
دروغ چرا؟  تا اعدام آ آ آ آ..  فدوی حرفی ندارد لکن فرمایش
آن آیت الله العظما چه می شود که فرمود مخالفت با دولت دوست
 و برادر روسیه در حکم مخالفت با امام زمان (عج) است؟

¤ پيشنهاد می كنم درخصوص ضرورت خروج از معاهده  
ان پی تی ضمن انجام كارهای ديپلماتيك و تبليغی، مسئولان
مربوطه كارهای بر زمين مانده معاهده  ان پی تی  را كه
در مورد ايران انجام نشده، بيان و آن را با عملكرد آژانس
در قبال نقض آشكار مفاد و اساسنامه و قوانين جاری اين نهاد
بين المللی مقايسه كنند تا حكايت يك بام و دو هوای آژانس
آشكار شود. آنگاه ضرب الاجلی جهت رسيدگی به موضوع
تعيين و در صورت عدم نتيجه گيری، رسماً خروج از  
علي نژاد از آستارا
تا تنور (س) داغ است بچسبانید برادر علی(ع) نژاد. اگر زحمت
نیست پست مدیریت سازمان انرژی اتمی را تقبل فرمائید. هم
وظیفه ی شرعی ست و هم ثواب دارد برادر علی(ع) نژاد!

¤ موضع گيری های خصمانه اخير اعضای آژانس
بين المللی انرژی اتمی عليه ايران اسلامی نفوذ
كشورهای 1+5  خصوصاً كشورهای سرمايه داری
آمريكا، آلمان و فرانسه بر تصميمات اين شورا را نشان
می دهد. مخالفت اين كشورها با حقّ مسلم انرژی
هسته ای كشورمان جای تعجب ندارد ولی همراهی
 كشورهای چين و روسيه با آمريكا عليه ايران و
بی تفاوتی كشوری مثل كوبا در اين قضيه جای
تامل دارد..
محمود بليغيان از اصفهان
ـ فدوی نیز عینا ً احساس شما را دارد برادر
بلیغیان - یعنی، خسرالدنیا والآخره!

¤ از آن روزی كه 1+5  اقدام به صدور بيانيه ضد ايرانی
نموده است برخی از شبكه های وابسته به آمريكا و انگليس
هم از فرصت استفاده كرده و براي فشار روانی عليه ايران
برنامه هايی را پخش می كنند. امّا آنها بدانند كه ديگر دوران
زورگويی چند كشور بر ملـّت ها گذشته است. كشورهای
استقلال طلب پيروزند و كشورهای سلطه گر و مزدوران
آنها بازنده هستند.
جنت خواه دوست
ـ همینطور است. فدوی نیز رجاء واثق دارد که برادران شما
 را به قول عوامASAP   به جنتی که خواهان آن هستید،
برسانند برادر جنت خواه!

¤ يكی از واقعيت هايی كه طی چند سال اخير در مورد ايران
اتفـّاق افتاده اين است كه از زمانی كه احمدی نژاد رئيس
جمهور ايران شده، عزت و احترام ايرانيان در آلمان و بسياری
ديگر از كشورهای غربی افزايش يافته است.
نعمت الله مهاجراني از آلمان
ـ همینطور است برادر نعمت ا..... مهاجرانی از بلاد کفر.
اگر زحمت نیست سلام فدوی را نیز به فاشیست های محترم
آلمانی و توابع سببی و نسبی آنان و البتـّه برادر هیتلر،
 رضوان الله علیه  برسانید...

¤ آرم جديد اخبار شبكه يك سيما فاقد هرگونه نماد انقلاب،
دفاع مقدس و امام (ره) می باشد و در شأن ملت بزرگوار
ايران نمی باشد.
يك خانم از شهر رضا
ـ ای بابا دیگر همه چیز را به  گردن برادران نیاندازید،
خواهر! شما که از آن دختر بچه ی 13 ساله که به
گزارش برادر احمدی نژاد در آشپزخانه انرژی
هسته ای تولید فرمود، نیستید.  لذا به فتوای علمای سلف
حشرةالله مع الموالیةالمطهرین صلواةالله علیهم اجمعین،
واجب عینی ست که همینطور که دارید در آشپزخانه  انرژی
هسته ای تولید می کنید، یک فقره آرم نیز با دو تا کوبیده ی
 اضافه، سیما را مهمان کنید.

 ¤ چرا نشريه متعلق به حوزه علميه قم - دفتر تبليغات اسلامی
وقتی به آداب دفن اموات اشاره می كند كه در اديان مختلف
چگونه است به فرقه ضاله بهاييت نيز می پردازد؟! مگر بهائيت
يك دين است كه در جمع ساير اديان قرار گيرد. اين فرقه يك
حزب وابسته به اسرائيل است.
افشار از اروميه
ـ حالا شما کوتاه بیائید برادر افشار! آن بنده ی خدا به اندازه ی
شما مطلع نیست و نمی دانسته که بهائیان نمی میرند!

¤ چند شب قبل در روزنامه جلسه ای كه حجت الاسلام ری
شهری داشتند را مطالعه كردم. ايشان در فرمايشات شان چندين
بار تكرار فرمودند كه در انتخابات اشتباهاتی شده است و مردم
را به وحدت دعوت نمودند. لطف كنند برای رأی دهندگان 25  
ميليونی به آقای دكتر احمدی نژاد روشن كنند كه اشتباهات كجا
بوده و چه می باشد؟  آيا دو پهلو صحبت كردن در اين شرايط
درست است.
احمد افشار
ـ والله برادر افشار به قول سیّد قاسم ( مش قاسم سابق ـ م )
دروغ چرا، تا اعدام آ آ آ آ .... فدوی نیز با آن حجت الاسلام
شدیدا ً موافق است. بزرگترین اشتباه به نظر فدوی این بود
که مهندس الاسلام والمسلمین احمدی نژاد دامت تحریکاته،
آراء واقعی خود را که بیش از صددرصد بود، از سر فروتنی
 شصت و چند در صد اعلام فرمود. البتـّه همه ی مردان خدا
همینطورند، برادر افشار!

¤ در خبرها آمده كه در كشور چين به خاطر فروش شير
آلوده، دو نفر اعدام شده اند. چرا در كشور ما با افرادی كه
خوراك فكری آلوده ترويج می كنند هيچ برخوردی
نمی شود؟
يك شهروند
ـ این قیاس مع الفارق است برادر شهروند. به قول آن شاعر
 ضد انقلاب، "عیب می جمله بگفتی هنرش نیزبگوی " در
 خیلی جاها هم ما ازبرادران چینی خود جلوتر بوده ایم. در
 سال 67  در یک فقره فقط و دست کم 5000 را در یک قیام
و قعود، بعون الله اعدام کردیم بی آنکه اصلا ً شیر آلوده ای
 در کار باشد. اینقدر توی سر مال نزنید، برادر افشار!

¤ در زمينه اجرای طرح تحول اقتصادی، انتظار می رود كه
مسئولان حذف يارانه ها را از خودشان شروع كنند. متأسفانه
الان و در حالی كه سهميه بنزين مردم عادی كاسته شده است،
نمايندگان مجلس هنوز از همان سهميه قبلی استفاده می كنند.
موسوی از ياسوج
ـ قدری رعایت عدالت را بفرمایید. اصلا و ابدا چنین نیست.
 پژوهش های فدوی خلاف این را می گوید بدین معنی که
 نمایندگان محترم حکومت در مجلس، هنوز از سهمیه ی
پیش استفاده نمی فرمایند بلکه سهمیه شان قدری اضافه
شده است. چرا گـَز نکرده پاره می کنید، برادر شهروند؟

  ¤ در قم برخی از مراكزی كه مربوط به سالن های پذيرايی
و عروسی است متأسفانه شب ها تا دير وقت صدای آواز و
هم چنين سازها و آلات موسيقی به گوش می رسد ضمن اين
كه اين وضعيت برای شهر مقدسی مثل قم مناسب نيست و
به نظر می رسد كه مسئولان استان بايد فكری برای اين
موضوع بكنند.
ايمانی
ـ ممنون از اطلاع رسانی (جاسوسی ـ م) برادر ایمانی. فدوی
 ترتیبی داد تا به جای صدای ساز، صدای آیاتی چند از
کلام الله مجید، ادعیه ی گوناگون از جمله دعای ندبه،
جوشن کبیر و غیره به گوش برسد. اگر غیر از این بود،
فدوی را خبر کنید تا پدر صاحب بچه را در آورد
برادر ایمانی.

¤ هفته بسيج را به همه دلاور مردان بسيجی بی ادعا در
جهان اسلام تبريك عرض می كنم. به اميد روزی كه تمام
پلشتی ها و ظالمين به وسيله بسيجيان سراسر عالم از روی
زمين پاك شوند.
گل محمد نورايی از مهدی شهر سمنان
ـ ممنون از اطلاع رسانی، برادر گل محمد (ص) از مهدی (عج)
 شهر. لکن فدوی خیلی دلش می خواست بداند که بسیجی
 استرالیائی، انگلیسی، فرانسوی، سوئدی، نروژی و...
 چه شکلی هستند!

 ¤ موج راديو سلامت در تبريز دريافت نمی شود. از مسئولين
صدا و سيما خواهشمنديم برای رفع اين مسئله اقدام نمايند.
يك شهروند تبريزی
ـ مراتب به عرض رسید دستور اقدام صادرو مقرر گردید که
 نام رادیو مذکور از "سلامت" به  " بیمار "  تبدیل شود.

 ¤ اتومبيل پژو 206 صندوقداری را يكسال پيش به
 قيمت 17ميليون تومان خريدم. بعد از آن كه 25هزار كيلومتر
كاركرد استارت آن سوخت و روشن نشد. به چند نمايندگی
مراجعه كردم. گفتند اين قطعه در داخل ساخته نمی شود و بايد
از خارج كشور خريداری شود چون چاره ای نداشتم قطعه
مورد نظر را به قيمت يك ميليون و پنجاه هزار تومان با بنده
 حساب كردند. عرض می كنم چرا ايران خودرو ماشينی را
 توليد می كند كه خدمات پس از فروش آن در داخل كشور
 وجود ندارد.
بابايی منير
- قضیه به ایران خودرو مربوط نیست. خدمت برادران دانشمند
 در انرژی هسته ای به قول عوام  "فوروارد"  شد تا به درخواست
 شما رسیدگی سریعا ً فرمایند برادر منیر!

¤ در يكی از روستاهای حاشيه جنگل در استان گيلان، يك لوله
گاز به تازگی کاشته شده است كه به دليل نداشتن علمك، برای
اهالی روستا قابل استفاده نيست. لطفا ترتيبی داده شود تا همه
اهالی اين روستا نيز از نعمت گاز بهره مند شوند.
زهره احمدی
- مراتب توسط فدوی به عرض رسید، فرمودند لوله ای که
 برادران کاشته اند را هر روز آب بدهید تا به عون الله به
مرادتان برسید، خواهر زهره!       
 و من الله التوفیق

*.*.*.*.*

تا درودی دیگر، بدرود

*.*.*.*.*

*.*.*

Archive 2010