Hamidreza Rahimi

منتشر شد


بوی گمنام خاک خیس
گزیده ای از شعرهای
حمیدرضا رحیمی
بر روی سی. دی
علاقمندان می توانند برای سفارش این اثر که حمایت از "هزل داتکام" نیز هست، به
بخش انتشارات سایت مراجعه فرمایند


 

 

aaa

 

**********************   

در تاريکـــی


مثل خاطراتی تلخ
از ذهن شلوغ زندگی
پاک می شويم
دور از هم
ببين
!
چه آسان
پير می شويم
خاک می شويم
.
***
باری ـ
تسبيحی بوديم
که در شبی تاريک
بندمان
گسيخت ...

a

*.*.*.*.*

بيــــــــــم


صدای تابستان می آيد
اطــاق،
بوی چمن خيس می دهد
و آب که می خورم
طعم آواز پرندگان دارد
.
***
در را
با احتياط
به روی تابستان
باز می کنم
لبخندی در پنجره
می نشيند
.
***
آه!... کاش
قفسی می داشتم
برای اين پرنده یِ چابک
که لحظه ای ديگر
در آسمان پهناور اين شهر
گم می شود
...

aaaa

*.*.*.*.*

بـــدون شــــرح

شاهان، همچنان
در رفت، آمدند
امّا من گدا هنوز
در چهار راه شلوغ تاریخ
برای کفی آزادی
بر خاک نشسته ام ...

 

 

aa

*.*.*.*.*

وام


آبی،
چون آسمان زلال میهن من
طلائی
چون خورشید بی زوالی که
بر مراتع سر سبز میهنم
می تابد
صورتی،
چون گل های وحشی دامنه ی البرز و بیستون
...
***
این رنگین کمان شاد را
چهره ی زیبای تو بی شک
از سر زمین من،
به عاریت گرفته است
!...

*.*.*.*.*

تا درودی دیگر، بدرود
حميد رضا رحيمی
 

Archive 2010